تبليغاتX
گروه کوهنوردی صیاد ماکو

گروه کوهنوردی صیاد ماکو

متون تئوري كوهنوردي و ... .

تغذيه درورزش صخره نوردي

تغذيه درورزش صخره نوردي

افرادي که به ورزش صخره نوردي مي پردازند،در اغلب موارد تا حد امکان بايد غذاهاي کامل را انتخاب کنند. به کار بردن غذاهاي کامل (غذاهاي تصفيه نشده ،يعني غذاهاي حاوي سبوس) منجر مي شود که فيبر، ويتامين، مواد معدني و آنتي اکسيدان ها از طريق غذاهاي مختلف که در طول روز انتخاب مي شوند برآورده شوند. غذاهاي تصفيه شده، عاري از مواد معدني و مواد مغذي مهم مانند ويتامين هاي گروه B مي باشند. با مصرف غذاهاي تصفيه شده شما فقط مقداري کالري بدست مي آوريد .

انرژي روزانه مورد نياز شما، بستگي به مقدار زماني که شما صرف ورزش صخره نوردي يا ساير ورزشها در طول هفته مي کنيد، دارد. اگر شما در طول هفته 3 يا 4 روز ( در مجموع 25- 18 ساعت) صرف انجام فعاليت هاي ورزشي مي کنيد بايد بدين طريق انرژي مورد نياز خود را محاسبه کنيد:

1- وزن خود را (برحسب پوند) در 14ضرب کنيد که حاصل اين ضرب، مقدار انرژي مورد نياز شما در حالت استراحت مي باشد. (هر يک کيلوگرم معادل 2/2 پوند است)

2- عدد فوق را در 30 درصد ضرب نماييد.

3- سپس عدد بدست آمده را با انرژي مورد نياز در حالت استراحت جمع کنيد. عدد بدست آمده انرژي مورد نياز شما در طول يک روز است.

ميزان انرژي مورد نيازشما حتي درروزهايي که صخره نوردي يا فعاليت ورزشي انجام نمي دهيد، نيزيکسان است.اين هم بدين دليل است که، شما بايد مقادير کافي چربي، پروتئين،کربوهيدرات را براي بدن خودتأمين کنيد ،تا قوي و سالم باقي بمانيد. اگر فعاليت ورزشي شما شامل هفته به هفته است، غذاي شما مي تواند از يک روز به روز ديگر ثابت باقي بماند بدون توجه به اينکه شما در طول آن روز صخره نوردي انجام مي دهيد يا خير. يک يا دو روز طول مي کشد تا ذخيره گليکوژن تخليه شده دوباره تامين شود. بنابراين دريافت غذاي خود را به طور ثابت نگه داريد.

رژيم غذايي صحيح بايد شامل مقادير متعادل کربوهيدرات، چربي و پروتئين باشد. به طور کلي، روي هم رفته فرد صخره نورد بايد 50 تا 55 درصد انرژي مورد نيازش را از کربوهيدرات، 18 تا 20 درصد را از پروتئين و 30 درصد رااز چربي به دست آورد: بهترين راه براي جلوگيري از اتلاف وقت جهت محاسبه اين درصد ها اين است که بشقاب خود را بدين روش به بخشهاي مختلف تقسيم کنيد، يعني يک سوم آن را بوسيله کربوهيدراتهاي پيچيده (نان، غلات کامل، سيب زميني، برنج، ماکاروني)، ¼ آن را بوسيله پروتئين و مقدار باقي مانده را بوسيله چربيهاي مفيد (روغن زيتون و گردو) پر کنيد.

 مغزها مي توانند به عنوان ميان وعده مصرف شوند که مصرف اينگونه مواد باعث مي شود که شما به سرعت به حالت قبل از هيپوگليسمي بر گرديد.

در برخي از ورزشکاران که چربي کمتر ازمقدارمورد نيازشان مصرف مي کنند ،سيستم ايمني با خطرمواجهه مي شود. براي تقويت سيستم ايمني هر روز حدود 5-3 گرم از اسيدهاي چرب امگا-3 در کنار ساير چربي ها دريافت کنيد. منابع خوب امگا - 3 شامل ماهي، روغن بذرک، روغن کانولا، روغن بوته شاهدانه، زرده تخم مرغ امگا-3، تخمه کدو، گردو يا روغن گردو و جوانه گندم مي باشند. همچنين کاهش مصرف چربي هاي حاوي اسيدهاي چرب امگا-6 به عنوان مثال، روغن کنجد، روغن ذرت، روغن آفتاب گردان، تخمه ها و مايونز توصيه مي شود. هيپو گليسمي ( پايين آمدن قند خون از سطح نرمال) ممکن است بزرگترين کاهش مواد مغذي در بيشتر ورزشکاران باشد. زماني که قند خون شما پايين تر از سطح قند خون طبيعي باشد، در حدود 40 درصد قند خون شما به سمت مغز مي رود. در نتيجه شما عصبي، تند خو، افسرده، بي ثبات، خسته، مأيوس و بي حال مي شويد. براي مقابله با هيپوگليسمي( جهت برقراري قند خون در سطح نرمال)، توصيه مي شود که 5 يا 6 وعده غذايي (منتها در مقياس کوچکتر) در طول روز خورده شود. انتخاب غذاها بايد هوشيارانه صورت گيرد. شما مي توانيد براي صبحانه ماست به همراه ميوه و مغزها يا حتي ساندويچ تن ماهي به همراه نان گندم کامل(منظور نان گندمي است که سبوس داشته باشد) مصرف کنيد. مي توانيد يک يا دو ميان وعده به همراه خود در هنگام بالا رفتن از صخره داشته باشيد. مخلوط خشکبار و مغزها مي توانند به عنوان ميان وعده مصرف شوند که مصرف اينگونه مواد باعث مي شود که شما به سرعت به حالت قبل از هيپوگليسمي بر گرديد. مغزها مقداري انرژي به شما مي دهند که اين انرژي از چربي و پروتئين موجود در مغزها بدست مي آيد. همچنين بايد ميان وعده يا وعده غذايي شامل کربوهيدرات و پروتئين، در فاصله 90-15 دقيقه بعد از انجام فعاليت ورزشي مصرف شود. مصرف اينگونه مواد باعث برگرداندن گليکوژن مصرف شده ماهيچه مي شود. همچنين باعث مي شود که سطح قند خون ثابت باقي بماند.

 گرفته شده از سايت آؤءُؤNؤ‌
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 9:31  توسط كيوان  | 

دانلود برنامه شش ماه اول گروه کوهنوردی صیاد ماکو

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 18:40  توسط كيوان  | 

کوهنوردی با حرکت مارپیچ، تنفس را برای کوهنوردان اسان می کند

محققان به اطلاعات جدیدی درباره مزایای استفاده از مسیرهای مارپیچ در مناطق کوهستانی، دست یافته اند.
به نوشته شماره امروز روزنامه تایمز در اینترنت، دانشمندان به علت علمی پیاده روی زیگزاگ انسان ها به هنگام کوهنوردی پی برده اند. به گفته انان دلیل استفاده انسان ها از مسیرهای مارپیچ، با وجود انکه طول مسیر زیگزاگ گاهی به بیست برابر مسافت مستقیم بین دو نقطه می رسد ، این است که با بهره گیری از این روش، نفس انسان ها کمتر به شماره می افتد.
مارکوس لِلوبِرا، استادیار انسان شناسی در دانشگاه واشنگتن امریکا و تیم اسلوکین، استاد ریاضیات و فیزیک کاربردی دانشگاه ساث امپتون، مدلی ریاضی طراحی کرده اند که نشان می دهد استفاده از مسیر زیگزاگ موثرترین روش بالا رفتن یا پایین آمدن از سطوح شیب دار برای انسان ها است.
پرفسور للوبرا، که به بازسازی الگوهای حرکتی در مناظر طبیعی و چگونگی پدیدار شدن این مناظر در اثر فعالیت جوامع و فرهنگ های مختلف علاقه مند است، می گوید هدف این مطالعه در ابتدا، انجام کاری تحقیقاتی درباره چگونگی پیدایش جاده ها بر روی فضاهای مسطح بود.
وی می افزاید زمانی که شیب سطوح تغییر می کند، مسائل نیز پیچیده تر می شوند. با افزایش شیب، زمانی فرا می رسد که طی مسیر به صورت مستقیم، سوخت و ساز(متابولیسم) بدن را به شدت افزایش می دهد و دیگر به صرفه نیست. بنابرین انسان ها ناچار می شوند کمی از مقصد خود منحرف شوند و این باعث پدید امدن مسیر مارپیچ می شود. با افزایش شیب جاده ،استفاده از زاویه مناسب به هنگام طی مسیر نیز اهمیت بیشتری می یابد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 9:4  توسط كيوان  | 

آلبوم آهنگهای المپیک ۲۰۰۸ پکن

Beijing 2008 Olympic Games

به دنبال ترانه افتتاحیه المپیک ۲۰۰۸ پکن (You and Me)، که توسط سارا برایتمن و لیو هوان خواننده محبوب چینی برگذار شده است می گشتم که چند لینک نظرم رو جلب کرد.

اول اینکه امید عزیز در وبلاگ “یه بشقاب اسپاگتی” یک پست بسیار جالب و کامل در مورد آهنگ “من و تو” نوشته اند که شدیدا به خواندنش توصیه می شود.

دوم اینکه بالاخره این آهنگ رو تونستم دانلود کنم و برای شما هم در اینجا قابل دریافت است.موزیک ویدیوی این ترانه را می توانید در همین پست مشاهده کنید و اجرای اصلی آن در افتتاحیه مسابقات هم با فرمت wmv از اینجا دانلود کنید.

مطلب اینکه مجموعه ای از آهنگهایی که برای المپیک ۲۰۰۸ توسط خواننده های محبوب آسیایی اجرا شده است در قالب دو سی دی و با عنوان “The Official Album for Beijing 2008 Olympic Games” منتشر شده است.لیست آهنگها در اینجا قابل مشاهده است و آلبوم کامل را می توانید در ۴ قسمت مجزا دانلود نمایید.(۱،۲،۳،۴)

پی نوشت:  در صورتی که برای دانلود آهنگ “من و تو” مشکلی پیش آمد می توانید از این آدرس آنرا دانلود نمایید.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 16:51  توسط كيوان  | 

حمایت در سنگنوردی

حمایت در سنگنوردی

عملی را که شخصی با استفاده از طناب و به منظور ایجاد بیشترین ضریب اطمینان برای فرد صعود کننده یا فرود رونده انجام می دهد، حمایت نامیده می شود.

انواع حمایت

حمایت ایستا (Static)

11.JPG

این حمایت بر روی عوارض طبیعی موجود بر روی سنگ یا ابزار انجام می پذیرد. نیروی حاصل از کشش طناب مستقیما” به کارگاه (به طور مختصر کارگاه یعنی جایی که سنگنورد به روی دیواره جند تا رول می کوبد تا از ضریب اطمینان بیشتری برخوردار شود. در مطلب بعدی حتما” کارگاه را به طور کامل شرح خواهم داد) منتقل می شود، از این نوع حمایت برای صعود نفر دوم استفاده می شود.

حمایت پویا (Dynamic)

2.JPG

با استفاده از ابزار های مخصوص حمایت و بر روی بدن حمایت چی صورت می گیرد. این روش برای حمایت سرطناب توصیه می شود، زیرا بدن حمایت چی بخش عمده ای از ضربه حاصل از سقوط احتمالی سرطناب را جذب می کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 16:48  توسط كيوان  | 

میخ یا رول های سنگنوردی

میخ یا رول های سنگنوردی

6pgugc4.jpg

میخ یا رول سنگنوردی: وسیله ای است که سنگنوردان با استفاده از آن مسیر های طبیعی را صعود می کنند.

این ابزار معمولا” یا از فولاد ساخته می شود یا از آلیاژ کروم و فولاد، که بسیار سبک و مقاوم است، میخ ها در انواع و اشکال مختلفی ساخته می شود.

میخ ها را با چکش در شکاف ها می کوبند، برای کوبیدن میخ شکاف را طوری انتخاب می کنند تا از بیرون بزرگتر و عریض تر و از داخل تنگ و باریک باشد، چنانچه ۳/۲ یک میخ را بتوان با فشار دست وارد شکاف کرد، البته به یاد داشته باشید که بلافاصله آن را با چکش به خوبی به درون شکاف بکوبید.

اگر میخ به خوبی در سنگ فرو رفته باشد، صدای چکش صدای زنگ داری خواهد بود. در این حالت با فرو رفتن بیشتر میخ به درون شکاف صدا زیر تر می شود. این صدا را سنگنوردان ایرانی اصطلاحا” صدای جان می نامند، در غیر این صورت صدای خفه ای که به آن سنگنوردان ایرانی اصطلاحا” صدای مرگ می گویند شنیده می شود.

اگر میخ تا انتها در سنگ فرو نرفت، باید تسمه ای به دور آن انداخت تا از اهرم شدن آن جلوگیری شود.

توجه: رول کوبی یا میخ کوبی یا اصطلاحا” باز کردن مسیر را باید حرفه ای ترین فرد گروه انجام دهد، زیرا در طول صعود بسیار خطرناک خواهد بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 16:47  توسط كيوان  | 

اسلینگ چیست؟

اسلینگ چیست؟

 

127.jpg

اسلینگ وسیله ای است: فلزی که که در وسط آن از تسمه محکمی استفاده شده است و برای حمایت از سنگنوردان زمان صعود استفاده می شود.

این وسیله از یک طرف داخل رول های کار شده بر روی دیواره های مصنوعی و یا طبیعی و از طرف دیگر طناب سنگنورد داخل آن قرار می گیرد، و در صورت سقوط سنگنورد رابط میانی سنگنورد و طناب حمایت می باشد، و از سقوط نهایی سنگنورد جلوگیری می کند. 

اسلینگ هایی که در صعود های سنگنوردی از آنها استفاده می شود معمولا” بصورت دوخته شده و در اندازه های ۱۵ یا ‏‏۲۰ یا ۳۰ سانتی متری مورد استفاده قرار می گیرند.

قابل ذکر است که: این وسلیه دارای مقاومت بسیار بالایی در برابر فشار می باشد، و در زمان سقوط سنگنوردان تا چند تن فشار را تحمل می کنند. بیشتر دیده می شود که رول ها از دیواره کنده می شوند تا اینکه اسلینگ ها پاره و یا شکسته شوند.

220.jpg

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 16:46  توسط كيوان  | 

روش استفاده از (اسلینگ)

روش استفاده از (اسلینگ)

218.jpg

Back Clipping

در سنگنوردی ورزشکاران باید نسبت به انداختن صحیح طناب و اسلینگ حساس باشند. با تمرین حتی در منزل هم سرعت عمل خودتون رو بالا می برید و هم دقت در انداختن طناب رو، نکته مهم اینکه طناب را در جهتی بیاندازید تا هنگام سقوط دهانه کارابین باز نشود، یعنی روی دهانه کاربین باشد. به شکلهای زیر توجه کنید:

221.jpg

Bolt Hanger
دقت در انداختن صحیح اسلینگ داخل صفحه رول (Bolt) باعث می شود تا صعود ایمنی داشته باشید. در زیر اتفاقاتی که ممکنه در صورت تغییر جهت اسلینگ و کارابین پیش بیاد رو می بینید:

46.jpg

Z-Clipping
سنگنورد باید طناب متصل به خودش، طناب زیر اسلینگ قبلی رو به اسلینگ بعدی بیاندازد:

 

54.jpg

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 16:44  توسط كيوان  | 

سایت جدید جهت عبور از محدودیتهای رپیدشرنویسنده:

 

 

در حدود نه ماه پیش لیستی از ۳۵ سایت که به ایجاد لینکهای پرمیوم برای رپیدشر می پرداختند، در این پست منتشر کردم.در این مدت بسیاری از سایتهای اشاره شده در این پست دیگر به درستی کار نمی کنند.امروز با لیست جدیدی که توسط Sizlopedia منتشر شده است برخورد کردم که از میان ۱۶ لینکی که معرفی کرده است تنها ۸ سایت آن لینکهای پرمیوم رپیدشر را به درستی ایجاد می کنند.با کمک این هشت سایت می توانید از محدودیتهای رپیدشر عبور کنید:

Findr

RapidUnblock

rsgenerator

RapidLizard

Rsfox

Premify

Rapidshare.co.in

hellorapid

Donbaleh              Facebook               Furl            Balatarin               Netvouz              Spurl             StumbleUpon          Technorati                 del.icio.us                                                                                                          Ma.gnolia

مطالب مرتبط


+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 16:43  توسط كيوان  | 

كروكيه مسير هاي مو جود در دماوند

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 16:40  توسط كيوان  | 

معرفی یکی از استوره های سنگنوردی جهان ولفگانگ گولیچ

 

 
      

 

  

 

در سنگنوردی به نظر می رسد کمال هماهنگی بین جسم و ذهن برقرار شده است

 

ولفگانگ گولیچ در بین سنگنوردان به عنوان یک اسطوره شناخته می شود، حتی برای آن هایی که خطرات این رشته ورزشی را به عنوان بخشی از وجودش پذیرفته اند. توانایی او در عبور از موانعی که دیگران را متوقف می کرد، چه واقعی و چه ذهنی، به زندگی کوتاهش درخششی بی نظیر می داد که او را از بقیه متمایز می کرد. علاوه بر صعود صخره های عمودی و دشوار اروپا، استرالیا، آمریکا و آسیا، گولیچ در رده بندی جامعه سنگنوردی هم بالا رفت تا تبدیل به یکی از بهترین قهرمانان تاریخ این رشته شود.

بزرگترین میراث گولیچ صدها مسیری بود که او گشود. دیگران هم توانستند ردپایش را دنبال کنند و چیزهایی که او دیده بود ببینند، اما گولیچ همیشه اولین بود. هرچند که آرزوی او نه اول بودن، بلکه مبارزه با صخره های فتح نشده بود:

"اگر بخواهیم جذابیت صعود اسپورت را توضیح دهیم، دیدگاه سنتی ورزش که آن را در قالب اصطلاحات ورزشی محض و عملکرد ورزشی به عنوان پدیده ای مجزا توصیف می کند کافی نیست، در عوض ارزش خاص سنگنوردی جنبه ماجراجویی و شیوه زندگی در آن است. اولین اصل، عملکرد بدون تعهد در این ورزش است: خود سنگنورد تعیین می کند که چطور، چه وقت و کجا فعالیتش را انجام دهد. تنها محدودیت پذیرفته شده، قاعده ای است که روش ها و ابزار فعالیت ورزشی را تعیین می کند، که آن هم توسط صعود کننده تصمیم گرفته می شود. تصمیم برای انجام کاری بر اساس توانایی های خودتان به این معنی است که شما استفاده از ابزار کمکی برای حرکت به جلو را محدود می کنید."

همچنان که گولیچ سطح کارش را بالا می برد، بخش عمده تجارب صعودش معطوف به صعود سولو شد. قدرت جسمی و ذهنی تنها چیزی بود که جان او را صدها فوت بالاتر از سطح زمین حفظ می کرد. گولیچ از استفاده از طناب و صندلی فرود خودداری می کرد و در عوض با خود بولت حمل می کرد تا مسیر را برای دیگران علامت گذاری (آماده) کند. گولیچ فری سولو را به عنوان "حقیقتی دیگر در صعود آزاد" توصیف می کرد.

"یک حس شگفت انگیز از لذت، تمام اضطراب را در خود ذوب می کند و ناگهان احساس می کنم که این بازی، قمار زندگی ام نبوده و ذاتاً خطرناک نیست. من در آفتاب روی سطح صاف قله می نشینم، "حقیقت دیگر" (نام مسیر) حالا دیگر جزئی از (خاطرات) گذشته است. این اندیشیدن به مرگ است که ارزش زندگی را به ما می آموزد." ـ بعد از اولین صعود فری سولوـ مسیر Seperate Reality، دره یوسمیت  ۱۹۸۶.

 

 

 

 

   

بیوگرافی ولفگانگ گولیچ

Wolfgang Güllich (تولد: ۲۴ اکتبر ۱۹۶۰، مرگ: ۳۱ آگوست ۱۹۹۲)، در شهر لودویگشافن آلمان متولد شد. او در سرتاسر جهان به عنوان یکی از ماهرترین، پر جرأت ترین و مشهورترین سنگنوردان تمام تاریخ به حساب می آید. ولفگانگ سنگنوردی را از Sandstone-rocks در منطقه سادفالز شروع کرد. به زودی تبدیل به یکی از بهترین سنگنوردان این منطقه شد و در سن ۱۶ سالگی اولین صعود آزاد مسیر Jubilaumsriss با درجه 5.10c را به انجام رساند. سپس به Elbsandsteingebirge و Shawangunks و همچنین دره یوسمیت در آمریکا رفت و در آنجا توانست اکثر مسیرهای درجه بالای هر منطقه را صعود کند. از جمله دومین صعود مسیر Grand Illusion با درجه 5.13b/c (که اولین صعود آن توسط "تونی یانیرو" انجام شده بود). پس از آن به فرانکن جورا رفت و تعداد زیادی مسیر دشوار گشود و صعود کرد. از جمله:

Kanal im Rücken با درجه 5.13c در سال ۱۹۸۴
Punks in the Gym (به معنی "ولگردها در باشگاه") با درجه 5.13d_5.14a در سال ۱۹۸۵ 
Amadeus Schwarzenegger با درجه 5.13c در سال ۱۹۸۶
Wallstreet با درجه 5.14c در سال ۱۹۸۷
Action Directe (به معنی "نبرد تن به تن") با درجه 5.14d در سال ۱۹۹۱ (این مسیر هنوز هم یکی از سخت ترین مسیرهای جهان به حساب می آید).

با این حساب گولیچ چندین درجه به سیستم درجه بندی سنگنوردی افزود. در واقع به استثنای مسیر Hubble که توسط "بن مون" صعود شد، (اولین مسیر 5.14c دنیا)؛ ولفگانگ عامل چهار پله متوالی صعود در سیستم درجه بندی بود. درجاتی که برای اولین بار در دنیا صعود شد. گولیچ همچنین روش تمرین جدیدی برای campus boarding (تخته ای چوبی شبیه سیمیلاتور برای تقویت انگشت ها) ابداع کرد تا بتواند مسیر اکشن دایرکت (Action Directe) را صعود کند.

علاوه بر این ها او نخستین صعود مسیرهایی چون Eternal Flame (به معنی شعله ابدی) با درجه سختی (5.12c-A2) در منطقه قره قروم و مسیر Riders on the Storm (سواران طوفان) با درجه سختی (5.12d-A3) را در پاتاگونیا به ثبت رساند. دشواری این مسیرها نشان داد که او علاوه بر مسیرهای اسپورت کوتاه و یک طول طنابی، در صعود کوههای سرسخت نیز مهارتی فوق العاده دارد.

گولیچ پس از سقوط از مسیر the Master's Edge (تیغه ی بزرگان) در منطقه Millstone Quarry در دربی شایر انگلیس دچار شکستگی کمر شد، اما بعد از بهبودی در سال ۱۹۸۶ مسیر Separate Reality (حقیقت دیگر، حقیقت متمایز) در پارک ملی یوسمیت آمریکا را به شیوه فری سولو صعود کرد. صعود مسیر بدون استفاده از طناب و عبور از شکافی افقی  به طول ۲۰ فوت در سقف یک کلاهک!

علاوه بر همه این ها، گولیچ همچنین در فیلم سینمایی صخره نورد (Cliffhanger) نقش بدل "سیلوستر استالونه" را در صحنه های صعود بازی کرد.

در سال ۱۹۹۰ با آنت آشنا شد و یک سال بعد با او ازدواج کرد.

در ۲۹ آگوست ۱۹۹۲ ولفگانگ در حین رانندگی در مسیر بین دو شهر مونیخ و نورنبرگ به خواب رفت و اتومبیلش از مسیر اتوبان منحرف شد. او دیگر هرگز هشیاری اش را به دست نیاورد و دو روز بعد در بیمارستانی در Ingolstadt درگذشت. شرکت در برنامه های تلویزیونی و مصاحبه با رسانه ها پس از شهرت رو به رشد او برای کارش در فیلم صخره نورد، به عنوان دلایل اصلی خستگی شدیدش در زمان تصادف ذکر شد.

امروزه او هنوز هم به عنوان یکی از بُت های سنگنوردی در سرتاسر جهان مورد احترام است. نه تنها به خاطر ابهت مسیرهای جدید و دشوارش، بلکه برای سخاوت و انسانیت بی نظیرش. مرگ او در سن ۳۱ سالگی هنوز یکی از بزرگترین تراژدی های سنگنوردی مدرن محسوب می شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 16:38  توسط كيوان  | 

معرفی وسایل سنگنوردی (کلاه - هشت فرود - رول)

 

19.jpg

کلاه سنگنوردی وسیله ای است: برای محافظت از سر سنگنوردان در مقابل ضربه های احتمالی و ریزش سنگ و یخ و سقوط.

29.jpg

هشت فرود وسیله ای است: به شکل عدد هشت انگلیسی که فقط در فرودها و بر اساس شکست طناب عمل می نماید، این ابزار جهت حمایت توصیه نمی شود.

34.jpg

رول وسیله است: که زمانی که هیچ شکافی در دیواره وجود ندارد و امکان نصب هیچ ابزاری نیست، از رول استفاده می شود. رول ها در سوراخی که با مته مخصوص سنگنوردی در دیواره ایجاد شده کوبیده می شود، و از مقاومت بسیار زیادی برخوردار می باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 16:33  توسط كيوان  | 

جدید ترین مصاحبه با کریس شارما .

جدید ترین مصاحبه با کریس شارما
                
   

در سنگنوردی حرفه ای، جایی که استعداد حرف اول را می زند، یک دهه مدت زمان طولانی ای بشمار می رود. قوزک های پا ترق می کند و شانه ها بدرد می آیند. انگشتها پینه می بندند و آن استعداد هایی که تسلیم آسیب دیدگی نمی شوند، اغلب تحت فشار روحی دچار تردید می شوند. انتخاب پروژه هایی در حد محدودیتهای فیزیکی و روحی تان به معنای رضایت دادن به واقعیت شکست می باشد. این مبارزه خیلی ها را از پای در می آورد و شارلاتان های قوی پنجه را از سنگنوردان غیر واقعی متمایز می کند.گذشته از تمام این واقعیتها کریس شارمای 26 ساله، ورزشکاری که آکنده از توان جسمی و مصمم بودن روحی است، در 12 سال گذشته دنیای صعود های ورزشی و بولدرینگ را قبضه نموده است.

 

ژولای امسال -6 سال پس از صعود تاریخی مسیر Realization اولین مسیر 5.15a تایید شده در جهان- او به سیوز بازگشت که هیولای دیگری را برای اولین بار صعود کند. مسیر Three degrees of separation که در 23 ژولای آن را به صورت ردپوینت صعود کرد. این مسیر دشوار 5.14d دارای توف- انباشته آهکی در سنگ آهک یادر غارها - و گیره های ریز ناخنی به همراه سه سری قسمت  معرکه جامپی می باشد که یک سنگنورد فرانسوی این مسیر فوق دینامیک را moderne می نامد. از آنجایی که شارما دهه گذشته را در سفر به سر برده است، مسافرت به سیوز به نوعی بازگشت به خانه برایش محسوب می شد. دوست صمیمی اش دیو گراهام که اولین آمریکایی صعود کننده مسیر Realization  می باشد، همانند اتان پرینگل در آنجا بود.

در همان حال، کوری ریچ عکاس و همکار قدیمی که عکسهایش هر از چند گاهی مجله کلایمینگ را مزین می کند، برای ثبت صعود شارما به آنجا رفت، در حالی که فیلمساز، جاش لوول ، آخرین بخشهای فیلم مسیرهای سلاطین را فیلم برداری می کرد. (این فیلم برای اولین بار در آگوست در محلی که تماشاچیان با تشویقهای مداوم سراپا به تماشای آن می پرداختند، در محل تئاتر رزواگنر شهر سالت سیتی پخش شد.)

 

سال گذشته لوول (به همراه پیتر مورتیمر) شارما را به افکار عمومی آمریکا معرفی نمود. شبکه NBC ، Es pontas، صعود هشت گانه سولوی آبهای عمیق شارما را در جزیره مالورکای اسپانیا پخش نمود. با این همه پخش تلویزیونی و رسانه ای، دیگر کنج عزلت گزیدن برای شارما مقدور نبود و صرفاً می توانست به گمنام بودن به عنوان یک آرزو نگاه کند. [صحنه فیلم مسیرهای سلاطین  (King lines) از مسیر Three degrees پربارترین لحظه ات صعود کریس شارما می باشد.]

شناور بر فراز یک دیواره عظیم و خاکستری-قهوه ای که توسط جریانات آبی رنگ آمیزی شده بود، شارما از گیره های انگشتی نا استواری شروع می کند که به زحمت به عنوان گیره پا از آن استفاده می کنیم و سپس آویزان شدن از گیره های مشتی دوردست. سنگنوردی شارما خصوصیتی هم با وقار و هم وحشیانه دارد. او بازیگوشی های کودکانه و دندان قروچه های وحشیانه را با هم در می آمیزد، کاری که تحسین دوستانش را بر می انگیزد و ما را مملو از احساس بالاتر بودن و آویزان بودن در آن بالا می کند.

[12 ماه گذشته پرثمر ترین دوران شارما بوده است. در اسپانیا او مسیر La Raubla Direct با درجه 5.15a را به عنوان دومین نفر صعود کرد، مسیر با درجه 5.14a را در رودلار به صورت آن سایت صعود کرد و مسیر شاخص Es Potas را باز کرد. هر مسیری برای او همانند پروژه بعدی به نظر می آید. حتی به عنوان پیر صعودهای ورزشی، آنگونه که شارما خود را توصیف می کند، شارما هنوز فکر می کند که جهت رسیدن به حداکثر پتانسیل ورزشی خودش هنوز هم  جا دارد.]

شارما با طمأنینه سخن می گوید: «تمام موضوع پیدا کردن مسیری است که به من انگیزه بدهد. آدم اهل تمرینی نیستم. آدمی که الان تمرین کند و سه ماه بعد آنقدر توان پیدا کند که مسیری را تاپ کند. یک مسیر را یک میلیون بار امتحان می کنم. تمرین من روی مسیر صورت می گیرد.» این شکل انجام برنامه ها شیوه زندگی عشایری گونه ای می طلبد که دما و فصل تعیین کننده آن هستند. در میان پروازهای بین قاره طولانی مدت، او با یک کوله پشتی کوچک زندگی می کند و کیسه خوابش را کف خانه دوستانش پهن می کند.

ریچ می گوید: «بنظر کلیشه ای بنظر می آید اما در مورد کریس اینگونه نیست. جاده، خانه او بشمار می آید. او اهمیتی به مکان خواب نمی دهد. غذا برایش مهم نیست. هیچ رژیم غذایی خاصی ندارد. این برای یک ورزشکار حرفه ای نرمال نیست. و اینکه کریس توانسته اینگونه به کارش ادامه دهد برایم غیر قابل باور است.»

در دهه گذشته شاهد این بودیم که شارما از یک نابغه نوجوان تبدیل به سلطان بلامنازع سنگ شده است. این نقشی است که گاهاً با شخصیت متواضعش در تضاد به سر می برد. این روزها از زندگی خانه بدوشانه اش لذت می برد، اما در انتظار روزی است که به زندگی عادی اش برگردد. پاییز امسال تصمیم گرفت که به مالورکا برود تا به صخره های آهکی مشهور اروپا نزدیکتر باشد و هم به مسیرهای سولوی آبهای عمیق بالای دریای مدیترانه نزدیکتر باشد.

 

 

زمان پیدا کردیم که گپی طولانی با کریس بزنیم و از او درباره زندگی همراه با شهرت، مرز میان ممکن و ناممکن و تلاشش جهت پیدا کردن توازن میان سفرهای بی پایانش حرف بزنیم.

سوال: خب، در ابتدا نظرت در مورد دخترهای اسپانیایی چیست؟

[می خندد] آه... چیزی در این مورد نمی دانم. [بیشتر می خندد] نظری ندارم.

سوال: بیشتر از هر سنگنوردی درباره تو فیلم ساخته شده و مطلب نوشته شده است. در مورد این تلاش جهت پی بردن به درون افکارت چه حسی داری؟

از اینکه توسط جامعه سنگنوردی مورد حمایت قرار دارم احساس رضایت می کنم؛ از بودن در این مقام که استانداردهای جهانی را جلو ببرم. با احساس غریب شهرت در گروههای سنگنوردی آشتی کرده ام. در گذشته این موضوعی بود که باعث دوری من می شد. اما الان این موضوع را پذیرفته ام.

سوال: با توجه به حقایق و قرائن، زندگی تو یک مسافرت بی پایان است. آیا واقعاً خانه ای داری؟

یک اتاق در سانتاکروز دارم که هر سه ماه یک فقط یک هفته در آنجا اقامت می کنم. شیوه زندگی من واقعاً اینطوری است. یک ماشین در اروپا دارم که پر از طناب، اسلینگ و لباس است. یک ماشین هم اینجا با کلی ابزار دارم. بیشتر اوقات بین فرودگاه و هتلها در تردد هستم، با یک کوله پشتی ...آه ...و یک مسواک هم دارم.

سوال: این مسافرتها مفهوم یک کار را به خود می گیرد. چطور انگیزه خودت را حفظ می کنی؟

سختترین قسمت موقع توی فرودگاه بودن و در حال ترانزیت است. وقتی در طی پنج روز پنج جای مختلف بخوابی بشدت خسته می شوی.رفتن به جایی و اقامت در آنجا حس خوبی دارد. هنگامی که پر انگیزه هستم، بیشتر از اوقات دیگر فازهای مختلف را به زیر پا می آورم. کاملاً طبیعی است. این بخشی از این شیوه زندگی است. فکر نمی کنم که بتوانم در همه حال با انگیزه عمل کنم.

سوال: آیا جستجوی مسیرهای سلاطین –مسیرهای بسیار بزرگ با صعود دشوار- مسافرتی به درون هم برایت تلقی می شود؟

قطعاً. روی یک برنامه ماهها تا زمان اتمامش کار می کنی که این نیاز به حجم عظیمی از مصمم بودن و تمرکز دارد. در این موقعیت هاست که احساس می کنم بهترین هستم. اگر واقعاً مسیری باشد که به من انگیزه بدهد، همه چیز کاملاً واضح خواهد بود. هیچ سردرگمی در مورد آنچه باید انجام دهم وجود ندارد. من اینجام و در حال انجام برنامه ام. این علت بودن من در اینجاست.

سوال: هنگامی که چنین مسیری در دسترس نداشته باشی، آیا در یک جا بودن آزارت نمی دهد؟

من همیشه دنبال چنین صعود هایی در تمام دنیا بوده ام. فقط آنها باعث تمرکز و اقامتم در یک جا می شوند. در غیر اینصورت فقط به اینطرف و آنطرف می روم و شناورم. جایی برای اتصال به کارگاه ندارم. بعد از اتمام یک برنامه در ابتدا بشدت دچار شیفتگی و شادی زیاد می شوم. سپس هیجان بتدریج از بین می رود و نمی دانم که با خودم چکار کنم. احساس گمگشتگی و بی هدفی می کنم.

برخی از دوستانم این را به فارغ التحصیل شدن از دانشگاه همانند می کنند. آنها دقیقاً چنین احساسی را پس از فارغ التحصیلی برایم توصیف می کنند.تمام زندگیشان را به تحصیل پرداخته اند و ناگهان فارغ التحصیل می شوند و دیگر نمی توانند کاری انجام دهند.... اما در اصل آنها نمی دانند که چه بکنند.

سوال: سیوز محلی است که مدتها در طی چندین سال در آن اقامت داشته ای. آیا این آرزو را داشتی که جهت صعود Three Degrees of Separation  به آن بازگردی؟

جاش لوول می خواست از مکانهای بیشتری جهت فیلم مسیرهای سلاطین فیلم برداری کند، می دانستم که چند صعود آینده ام در آنجاست. وقتی روی مسیر Realization تلاش می کردم، مسیر Three Degrees of Separation  را هم امتحان کردم. این بار فهمیدم که مسیر اصلی صعود یک شروع مستقیم است. رول کوبی کننده اصلی، آرنود پتیت، روی یک مسیر از فرورفتگی ها مسیر جامپی را تراورس کرده بود. اگر مستقیم صعود کنید، از این مسیر پر از توف-انباشته های آهکی- زیبا عبور می کنید و به مسیر صاف و باریک می رسید که مستقیماً به نقاط جامپی ختم می شود. بنابراین کل مسیر را دوباره رول کوبی کردم. هیچ انتظاری در قبال اینکار نداشتم. بنظر یک مسیر کاملاً کلاسیک می آمد. کاملاً منحصر به فرد بود. مسیرهای کمی این تعداد جامپ (حرکت پرشی) را دارند و حتی قسمتهای جامپی هم حالت کلاسیک دارند.

 

سوال: عبارت King Line را معنی کن.

چیزی بسیار انگیزه بخش و الهام برانگیز. من این شانس را دارم که دنیا را در یک سطح جهانی کاوش کنم. افراد دیگر ممکن است شانس مسافرت را نداشته باشند اما چنین مسیری را در محل زندگیشان داشته باشند. ممکن است که این مسیر به زیبایی مسیرهای سیوز نباشد اما مسیری باشد که به آنها جهت بهتر شدن انگیزه ببخشد. فکر می کنم این همان چیزی است که در ذهن همه می گذرد. به احتمال زیاد من از سطح استاندارد بالایی برخوردارم چون به اندازه کافی خوش شانس بوده ام که زندگی ام را در بهترین نقاط دنیا بگذرانم. بخاطر می آورم که به عنوان یک بچه از بولدرینگ های (سنگ کوتاه) کاسل راک در کالیفرنیا سنگنوردی را شروع کردم. همیشه بدنبال کاوش و پیدا کردن بهترین مسیرهای دشوار دنیا بوده ام.

سوال: بهترین شاه مسیرهای گذشته کدامها بوده اند؟ آنهایی که برایت الهام بخش بوده اند؟

مسیر Just do it در اسمیت راک که واقعاً یک شاه مسیر بود. مسیری عظیم، سخت و زیبا. مسیر Necessary Evil  در ویرجین ریور، مسیر Super Tweek  ، تمام آنها شاه مسیر هستند. از لحاظ مسیرهای بولدرینگ، The Force, Thriller, Midnight lightning  . همه آنها بسیار الهام بخش و dighball  بودند. برای صعود آنها باید کله شق باشی و به سختی صعودشان کنی. آنها مسیرهای بولدرینگ پر ارزشی بودند.

[بون اسپید و ران کاوک راه را برای سنگنوردان آمریکایی گشودند. آنها مسیرهای 5.14 را بصورت رد پوینت صعود می کردند و ممکن ها را معنا می بخشیدند. هنگامی که جوانتر بودم آن را لمس کردم و فهمیدم که آن ممکن است. بنابراین الان در حال تلاشم که راه ار برای دیگری بگشایم تا نسلهای بعدی آن را ادامه دهند. این نحوه تکامل سنگنوردی است.]

سوال: در چه موقعی یک صعود بسیار دشوار می شود؟

در آخرین سفرم به سیوز مسیر دیگری را سمت چپ باز کرده و رول کوبی کردم که نسبتاً دشوار است. کمی دشوارتر. در واقع این مسیر الان برای خود من بسیار دشوار است. شش حرکت پشت سر هم وجود دارد که من به سختی توانستم گیره بگیرم. من فقط توانستم وزنم را از روی طناب یک یا دو ثانیه بردارم. به صورت تئوریک اگر که بتوانم از گیره ها آویزان شوم قادر به گذر کردن از آنها خواهم بود. به لحاظ تئوریک این موضوع ممکن است. شاید نه برای من، اما مسیر Realization ،15 سال قبل از صعودش توسط من، رول کوبی شده بود و برایم ممکن بود.شاید 15 سال دیگر یک بچه کوچک به آن مسیر بیاید و آن را صعود کند. این درجه بعدی خواهد بود. شاید اولین 5.16 !

سوال: شش سال از اولین صعود مسیر Realization می گذرد و تنها دومین صعود آمریکایی آن توسط دیو گراهام انجام شده است. اتان پرینگل مسیر Es Pontas را امتحان کرده و می گویدکه مطمئن نیست هرگز قادر به صعود آن باشد. چرا فکر می کنی که چنین شکافی میان تو و دیگر سنگنوردان برتر وجود دارد؟

هر کسی در سطح خودش در حال پیشرفت است. من واقعاً به آن فکر نمی کنم. هرچند تعداد بسیار زیاد سنگنورد وجود دارد که سنگنوردی می کند. این بچه، آدام اندرا خیلی قوی است. دیو لاما ... افراد زیادی وجود دارند که به این ورزش روی آورده اند و ریسک زیادی را در آینده انجام خواهند داد.

سوال: تایگر وود، مایکل جوردن، کلی اسلیتر، همه غریزه کشتن را دارند، اراده رام نشدنی ای ، که آنها می توانند به آن رجوع کنند. وقتی یک طناب را به خود گره میزنی، آیا چنین حسی درونت پدید می آید؟

وقتی مسیرهای سخت را صعود می کنید باید از جانتان مایه بگذارید. باید مانند یک حیوان عمل کنید. وقتی که در سخت ترین لحظات صعود قرار دارم ، باید جهت تخلیه فشار فریاد بکشم. لحظاتی که بون اسپید در حال صعود مسیرش فریاد می کشید را بخاطر دارم –چیزی که روی من تأثیر زیادی گذاشته است. وقتی که یک حرکت را سخت می زنید، انرژی اضافی درون شماست که باید تخلیه اش کنید. هوا بشدت از درون شما به بیرون منفجر می شود. همانند ورزشهای رزمی است. می دانید، وقتی بروس لی مشت می زد، باید به آن معنا می بخشید. ها!!! (با تقلید حرکت کاراته) اینطوری بشدت پرخاشگر می شوم. حتی بیشتر از آنچه شخصیتم می باشد.

سوال: بیشتر از یک دهه قبل، وقتی وارد صحنه شدی، خیلی از پیشکسوتها از حرکت پای نکبتی ات و عدم داشتن رژیم ورزشی انتقاد می کردند، اما همان نویسندگان و سنگنوردان استعداد ویژه تو را هم می شناختند. آنجا 14 ساله بودی و برای آینده رویت حساب می شد. آیا این فشار را حس می کردی؟

سنگنوردی همیشه برایم سرگرم کننده بوده است. پر از بازیگوشی. سنگنوردی ابرازی درونی است از خوشحالی. هنگامی که احساسی الهام می کنم، فکر می کنم که هر چیزی ممکن است.اگر که دیوانه نباشم، این حتی باعث ناراحتی ام نمی شود.

من هرگز فشار توقع از پتانسیل هایم را هم حس نکرده ام. اما اخیراً چنین بوده است. وقتی جوانتر هستید به زمانی که دیگر قدرتمند نیستید هرگز فکر نمی کنید. من هنوز فکر می کنم که پر از انرژی هستم، اما الان در سن 26 سالگی کم کم دارم می فهمم که زمان محدود است. در حال حاضر بیشتر انگیزه من متمرکز درک پتانسیلم به عنوان یک سنگنورد است. هر مسیر درسی با ارزش به من می دهد که آن را یاد می گیرم و با دیگر مسیرها تلفیق می کنم. این همان یادگیری بی پایان آموزه های مسیرها می باشد. چیزی تمام شدنی نیست اما به آنجا ختم می شود که من نمی توانم مسیرهای دشوارتر را صعود کنم.

سوال: داری به آنجا می رسی؟

آره. حرکاتم سنگین تر از گذشته اند. باید بیشتر خودم را قبل از صعود گرم کنم. اما صادقانه بگویم که احساس می کنم هنوز در حال پیشرفتم. مطمئن نیستم که چقدر از 8 سال گذشته قوی تر هستم. شاید قبلاً قدرتمندتر بودم اما با تجربه نبودم. هنوز مدت زیادی باقی مانده که به یک جنگجوی کهنه کار مبدل شوم.

سوال: تصمیم بعدی ات چیست؟

تمرکزم در حال حاضر روی یک شیوه از صعودهای ورزشی است که تلفیقی از بولدرینگ (سنگ کوتاه) و دوی ماراتن می باشد. دارم مسیرهای سنگنوردی ای را جستجو می کنم که خیلی بلند و حالت بولدرینگ داشته باشند. دنبال مسیرهایی هستم که کراکس V13 داشته باشند و بالای 30 متر از زمین فاصله داشته باشند تا شما مجبور باشید برای رسیدن به آنها 80 حرکت زده باشید. در آینده شاید هدفم تغییر کند... شاید آنچه را یاد گرفته ام در سنگنوردی کلاسیک پیاده کنم. تا به حال به سنگنوردی کلاسیک مشتاق نبوده ام اما خیلی دوست دارم که این کار را انجام دهم.

سوال: بعد از صعود مسیر Realization نوشتی که تصمیم داری سنگنوردی را کنار بگذاری. آیا هنوز آن گزینه را در حال سبک سنگین کردن هستی؟

بعد از آن زمان، بشدت خودم را روی مطالعه فلسفه شرق و تعمق متمرکز کرده ام. برایم هدف از صعود از یک صخره، یک سوال بود. اینکه فلسفه آن چیست، برایم سوال بود. من در زندگیم چیزهای دیگری را امتحان نکرده بودم. قسمتی از وجودم تجربه کارهای دیگر را از من طلب می کرد.

 

اکنون حس می کنم سنگنوردی بخشی از آنچیزی است که من هستم. شیوه ای از زندگی است. سنگنوردی راه ابراز تمایلات درونی من است. روش زیستن من در این دنیا. در گذشته این سوال را بارها از خودم می پرسیدم. اما الان جواب واضح است: این چیزی است که من هستم، آنچه که انجام می دهم. می دانم که این نهایت خوش اقبالی من است که توسط این همه کمپانی حمایت می شوم و یا در اصل بگویم جامعه سنگنوردی ای که این کمپانی ها را حمایت می کنند. احساس خوشبختی می کنم از اینکه شیوه زندگی من این است. در دنیا می گردم و سعی به بالا بردن استاندارد موجود دارم. از راهی که برگزیده ام مطمئن هستم. اما در گذشته بعد از صعود مسیر Realization ،لحظه بسیار باشکوهی که بخاطرش بشدت تلاش کرده بودم، احساس می کردم که دیگر کاری برای انجام دادن ندارم. به این درک رسیده ام که همیشه راهی برای تکامل وجود دارد. همیشه چیزی مشکل تر وجود دارد. 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 16:32  توسط كيوان  | 

کوهنوردی نه برای خودنمایی

                     بلکه برای خود شناسی است!

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 16:20  توسط كيوان  | 

آموزش سنگنوردي

 



  اصول گام برداري

هنگام كوهنوردي بايد انرژي خود را به گونه اي تقسيم نماييم تا كمتر خسته شويم. تند راه رفتن در سربالايي ها به ويژه در كساني كه فاقد آمادگي جسماني لازم اند يا اين كه كوله پشتي سنگيني با خود به همراه دارند، نه تنها باعث تنگي نفس خواهد شد بلكه مصرف انرژي بيشتري را مي طلبد اگر اين عمل ادامه يابد، شخص كوهنورد به اصطلاح «خواهد بريد» بيشتر كساني كه در كوه مي بُرند آن هايي هستند كه انرژي خود را به خوبي تقسيم ننموده اند.
طول قدم يك كوهنوردي بايد با در نظرگرفتن قد و عوامل ديگري همچون شيب مسير تنظيم شود. در مكان هاي تقريباً تخت كه شيب اندكي دارد، مي توان قدم هاي بلندتري برداشت. ولي در سربالايي و مكان هاي پرشيب بايد فاصله قدم ها را كوتاه تر گرفت تا خستگي به كمترين ميزان خود رسد.
هنگام راهپيمايي بايد تمام سطح پا را روي زمين گذاشت. اما در بعضي از سربالايي ها مي توان فقط از قسمت جلويي پا نيز استفاده كرد. يكي از نكات بسيار مهم در كوهپيمايي، تنفس صحيح هنگام صعود و فرود است. زيرا كه با تنفس صحيح، اكسيژن كافي به بدن خواهد رسيد. به خصوص كه در ارتفاعات به دليل كم شدن ميزان تراكم اكسيژن هوا، بدن نياز به صرف انرژي بيشتري براي كسب اكسيژن مورد نياز خود دارد هنگام دم مي توان هم از بيني و هم از دهان استفاده نمود( با نسبت حدوداً 70 به 30 درصد) استفاده صرف از بيني با توجه به تمام مزاياي آن، به دليل حجم هواي ورودي كمتر گاهي اوقات امكان پذير نيست. هنگام بازدم بايد هواي درون ريه ها را محكم از دهان خارج كرد تا بتوان از حجم هواي مرده داخل ريه ها تا حد امكان كاست و هواي پراكسيژن را جايگزين آن نمود.
تعداد دفعات دم و بازدم، به عواملي چون ارتفاع، آمادگي جسماني، شيب مسير، طول قدم ها، حجم ريوي، ميزان گازهاي آلاينده موجود در هوا، دماي هوا، ميزان تعريق و تعرق، ميزان رطوبت هوا و در نهايت نحوه قرارگيري سر و گردن بستگي دارد.
معمولاً نمي توان مدت زمان طي يك مسير معين را با دقت كامل تعيين كرد. اما روش هايي وجود دارد كه مي توان با استفاده از آن ها اين زمان را با دقت قابل قبولي به دست آورد. يكي از روش ها به قائده ناي اسميت معروف است. با استفاده از اين قانون و داشتن نقشه هاي بزرگ مقياس ( مقياس 5000/1 يا بزرگتر) مي توانيم قبل از انجام يك برنامه تقريب خوبي براي زمان انجام آن برنامه به دست آوريم. بايد عادت نماييم تا بعد از حدود 2 ساعت كوهپيمايي مداوم حدود 10 تا 15 دقيقه استراحت كنيم تا بدن مان بتواند خود را براي فعاليت بعدي آماده كند.
در موقع عبور از سطوح شيب دار بايد عمود بر سطح حركت نماييم. در اين حالت بايد پاها را نيز عمود برسطح افق قرار داد.
در شيب ها مي توان از باتوم راهپيمايي نيز استفاده نمود. تا حد امكان از صعود در شيب هاي پر اي شيب هاي پر از سنگريزه و شن اجتناب نماييد چرا كه با صرف انرژي زياد مسافت كمي را خواهيد پيمود. در اين جور مكان ها بايد جايي را انتخاب كرد تا شخص به عقب ليز نخورد. هنگام پائين آمدن از اين نوع سطوح بايد اول پاشنه پا را روي زمين گذاشت.
هنگام پايين آمدن از شيب هاي تند بهتر است فاصله قدم ها را كوتاه نماييم. رعايت فاصله مناسب با نفر جلويي نيز از واجبات است. به طوري كه اگر نفر جلويي ناگهان ايستاد تعادل نفر قبلي به هم نخورد و احتمالاً به نفر جلو برخورد نكند. از سويي اگر تعادل نفر عقب به هم خورد. نفر جلويي فرصت كافي براي عكس العمل داشته باشد. بايد به خاطر بسپاريم كه هنگام پايين آمدن متناسب با ميزان شيب مسير زانوها را خم و بالاتنه را نيز به شرط آن كه مركز ثقل بدن هنوز داخل سطح اتكاي بدن سمت جلو متمايل كنيم.
شيب هاي بيش از 20 درجه را چه هنگام صعود و چه هنگام فرود حتماً به صورت مارپيچ (زيگزاگ) طي نماييد، زيرا در اين صورت فشار وارد بر بدن بسيار كمتر مي شود. به ياد داشته باشيد، كه هر چه شيب تندتر مي شود، زاويه بين دو خط زيگزاگ كمتر و طول مسير زيگزاگ با توجه به پهناي منطقه مانور بلندتر مي شود.
هنگام بالا رفتن از شيب ها بهتر است كه از پاكوب ها براي طي مسير استفاده شود و حتي المقدور از مسيرهاي نامشخص پرهيز گردد. مسيرهايي با شيب كم را مي توان به طور مستقيم بالا رفت. اين مسيرها اكثراً مسيرهايي هستند كه از گذشته دور اهالي كوهپايه نشين آن منطقه ، در شرايط هوايي مناسب، به دلايل متفاوت در آن تردد مي كردند كه اكنون مورد توجه كوهنوردان قرار گرفته است. اين گونه مسيرها غالباً در كنار رودها يا كمربر كوه ها قرار دارد.
به روش كه در حال بالارفتن از شيبي باشيم بايد پاي باردار هميشه به صورت مستقيم قرار بگيرد. اين عمل باعث مي شود تا فشار وزن بدن از روي ماهيچه هاي پا خارج شده و به استخوان و تاندون ها منتقل شود. در غير اين صورت ماهيچه هاي پا بايد دائماً وزن بدن را تحمل كنند كه اين امر سبب خستگي زودرس خواهد شد.



  چند اصطلاح پايه



  كوه
Mountain

زميني كه نسبت به پيرامون خود به طور مشخصي برجسته تر بوده و داراي دامنه هاي شيب داري باشد . ارتفاع دقيقي براي آن تعريف نشده است ولي معمولاً زمين هايي كه حدود 600 متر از اطراف خود بلندتر باشند را كوه مي نامند كوه ها به سه شكل به وجود مي آيند.
• بر اثر چين خوردگي سطح زمين
• بر اثر فرسايش
• بر اثر فعاليت هاي آتشفشاني
 



  گرده
Arete – Flank

يال هايي كه شيب آن ها زياد بوده و بيشتراز مناطق سنگي و صخره اي تشكيل شده باشد، گرده ناميده مي شود.  



  صخره
Rock

سنگ هاي يك پارچه و بزرگ را كه بتوان حداكثر با يك طول طناب صعود نمود صخره مي گويند.  



  ديواره
wall

ديواره يا پرتگاه به مناطقي گفته مي شود كه داراي سنگ هاي يك پارچه با شيب زياد بوده و براي صعود به آن به بيش از يك طول طناب نياز باشد.  



  قله
summit,peak,top

بلندترين نقطه هر كوه را قله مي نامند. ممكن است در بالاي برخي از كوه ها دو يا چند قله هم ارتفاع وجود داشته باشد كوه هايي كه در رأس آن دو يا چند قله ي نا هم ارتفاع وجود دارد. قله ي بلندتر را قله ي اصلي و قله هاي كوتاه تر را قله (هاي ) فرعي مي نامند.  



  تپه
Hill

به ارتفاعات كمتر از600 متر نسبت به زمين هاي مجاور تپه گفته مي شود.  



  يال
Ridge

محل برخورد دو دامنه شيب دار را در بالاترين نقطه ي تماس يال مي نامند.  



  خط الرأس
Divide

به خط اصلي و بلندترين يال بين دو قله كه محل تقسيم آب باران باشد، خط الرأس گفته مي شود. واژه ي فارسي معادل آن آب پخشان است.
خط الرأس اصلي محل تقسيم دو حوزه ي آب ريز جداگانه است . درحالي كه خط الرأس فرعي با اين كه محل تقسيم آب است،‌اما آب هاي سرازير شده از هر دو قسمت آن به يك حوضه آب ريز ريخته مي شوند.
 



  دره
valley

محل برخورد دو دامنه شيب دار در پايين ترين نقطه تماس را دره مي نامند. دره معمولاً محل عبور رودخانه هاي دائمي يا فصلي است.  



  خط القعر

ژرف ترين نقاط بستر يك رودخانه يا دره را خط القعر مي نامند.  



  گردنه
pass

پايين ترين نقطه تماس بين خط الرأس هاي دو كوه را گردنه مي نامند د ردو طرف معمولاً دو دره از طرفين كوه سرازير مي شوند،‌در نتيجه گردنه شكلي شبيه به زين اسب دارد.  



  طناب كوهنوردي
انوع طناب

طناب يكي از مهمترين وسايل كوهنوردي است و در واقع محافظت از جان سنگنوردان را برعهده دارد. طناب ها بايد مورد تأييد اتحاديه جهاني انجمن هاي كوهنوردي قرار گيرند.
در سنگنوردي طناب هاي با قطرهاي مختلف كاربرد خاص و متفاوتي دارد. طناب ها از نظر نوع ساخت به دو دسته قابل كشش و غير قابل كشش تقسيم مي شوند. تمام طناب هايي كه با آن ها عمل صعود از سنگ را انجام مي دهيم بايد از نوع قابل كشش باشد.
 



  ساختمان طناب

طناب ها از 2 بخش تشكيل شده اند
• هسته
• روكش يا غلاف
هسته : بخش اصلي طناب است و به دليل ساختار خود مسؤول ويژگي كشش پذيري طناب است. به طور مثال در يك طناب 11 ميلي متري، هسته از حدود 55000 نخ باريك و بلند از جنس پرلون تشكيل شده است. اين 55000 نخ در دسته هاي جداگانه در كنار هم قرار گرفته و هسته را تشكيل داده اند. با يك محاسبه معلوم مي شود كه در يك طناب 11 م م با طول 50 متر ، 2750 كيلومتر نخ باريك به كار رفته است.
روكش يا غلاف : به دور هسته بافته شده و آن را خراش و ديگر عوامل خارجي محفوظ نگاه مي دارد. اين غلاف محافظ از جنس پلي آميد ساخته شده است. روكش يك طناب از حدود 3000 نخ باريك تشكيل شده است. چنانچه روكش طناب آسيب ببيند هسته كه به رنگ سفيد است آشكار شده و اين امر هشدار واضحي است براي تعويض طناب.
 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 16:18  توسط كيوان  | 

اورست

 

 

قله اورست رفيع ترين کوه کره زمين با ارتفاع 8848 متر از سطح دريا در مرز مشترک کشورهاي نپال و چين قرار گرفته است .

 

 

 

ساگارتاما ( نپال ) -چومولونگما ( چين)

ساير نام ها

8.848

ارتفاع ( متر )

رشته کوه هيماليا - نپال چين ( تبت )

موقعيت

27' 59' N

عرض جغرافيايي

86' 56' E

طول جغرافيايي

فروردين اردي بهشت ( فصل قبل از بادهاي موسمي )

مناسب ترين ماه صعود

1953

سال اولين صعود

ادموند هيلاري - تنسينگ نورگي

اولين صعود کننده گان

1997

سال اولين صعود ايرانيان

زنده ياد محمد اوراز - حميد اولنج - حسن نجاريان - جلال چشمه قصاباني

اولين صعود کننده گان ايراني

کاتماندو - نپال

نزديک ترين فرودگاه

 

 

 

در سال 1999 موسسه نشنال جئوگرافي با قرار دادن يک دستگاه GPS ( موقعيت ياب جهاني ) ارتفاع جديد قله را 8850 اعلام نمود . ولي در سال جاري و در پي گزارشات ذوب شدن يخچال هاي هيمالايا و کم شدن ارتفاع قله اورست دانشمندان چيني قصد اندازه گيري مجدد ارتفاع آن را دارند. در بيشتر منابع ارتفاع قله 8848 متر ذکر شده است .

 

مسير انتخابي تيم جبهه جنوبي ( نپال ) مي باشد.

 

قله اورست براي نخستين بار در سال 1953 از همين مسير و توسط سر ادموند هيلاري و شرپا تنسينگ نورگي از اعضاي تيم انگليسي به سرپرستي سر جان هانت صعود شد.

مسير جبهه جنوبي امروزه به عنوان پر طرفدارترين مسير براي دست يابي به تارک اورست در آمده است . کمپ هاي پيش بيني شده در اين مسير 4 کمپ است که آخرين کمپ براي حمله نهايي در ارتفاع 7900 متري برقرار مي شود.اکثر کوهنوردان از اين نقطه به بعد براي صعود قله از ماسک و اکسيژن مصنوعي بهره مي گيرند.

 

 

 

تيم اعزامي فدراسيون کوهنوردي به سرپرستي صادق آقاجاني در پي صعود هاي موفق قلل کمونيزم - خان تانگري - گاشر بروم II در سال هاي قبل در سال 1377 و از همين مسير موفق شد چهار کوهنورد را به قله اورست برساند. و نام کشور ايران را در فهرست کشورهاي صعود کننده به اورست ثبت نمايد.

 

 

 

اعضای تیم فاتح اورست در سال 1377



  •  
    زنده یاد محمد اوراز- زنده یاد داود خادم- اقبال افلاکي - حميد اولنج - حسن نجاريان- جلال چشمه قصاباني- رضا زارعي - عباس علينژاد- بهمن رستمي - فريدون بياتاني- محمود مقدم- رسول نقوي -ابوالفضل سقائي- احمد قانعي -همايون بختياري- محمد جدائيان.

     

 

 

 


+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 16:17  توسط كيوان  | 

راهنمای خرید وسایل کوه نوردی

راهنماي خريد وسايل كوه‌نوردي 

کوهنوردی- رحمان ديبا:
بعد از يك‌ماه برنامه‌ريزي و اين در و آن‌در زدن بالاخره مي‌توانيم يك روز تعطيل خانواده را به قصد يك كوهنوردي درست و حسابي از خانه بيرون بياوريم.

همه چيز آماده است هركس كهنه‌ترين كفش، كثيف‌ترين شلوار و چروك‌ترين لباسش را پوشيده و هر كيفي دم دستش بوده را بر‌داشته و هر خوردني‌اي كه فكر كرده آنجا هوس مي‌كند را در آن ريخته است. تا ايستگاه اول همه وانمود مي‌كنند كه خسته نشده‌اند و فقط احتياج به يك دستشويي يا نوشيدني دارند.

بعد كم‌كم سرو صدا‌ها بلند مي‌شود؛ يكي از صافي ته كفش مي‌نالد، يكي از سنگيني كوله‌پشتي و آن يكي هم آن‌قدر قاتي‌پاتي خورده كه حالش بد شده... خلاصه اينكه همه مي‌خواهند برگردند و زودتر از شر لباس‌ها و كوله‌پشتي‌هايشان خلاص شوند. در اين گير و دار ناگهان صدايي از آسمان به گوشمان مي‌رسد.

باران، باران گرفته است... بله، اوضاع مي‌تواند متفاوت باشد اگر پيش از حركت، لوازم كوهنوردي درست‌ و حسابي همراه داشته باشيم و از اوضاع آب‌وهوا با خبر بوده و بدانيم كه وقتي مشكلي پيش مي‌آيد، چه كار كنيم تا بتوانيم از پس حل كردن آن برآييم تا يك روز خوب را با خانواده بگذرانيم.

اين لوازم براي كوهنوردي از نان شب واجب‌تر است!
كاپشن، شلوار، كلاه
در حالت كلي، جنس كاپشن و شلوار بايد حتما از پارچه بادگير با درصد بين 60تا70 درصد باشد تا بدن بتواند تنفس كند و ذرات عرق را دفع كند. اما اگر اهل كوهنوردي حرفه‌اي هستيد يا دست‌كم مي‌خواهيد به جرگه‌ حرفه‌اي‌ها بپيونديد، بهتر است از لوازم زير استفاده كنيد:

1 - استرچ2-پلار يا پر3- گورتكس
استرچ: از نوع نايلون است كه براي حفظ عضلات، پوشش اوليه بدن را تكميل مي‌كند
.
پلار يا پر: پلار اليافي مصنوعي مانند پر و پشم است كه كار گرم كردن بدن را انجام مي‌دهد ولي سبك‌تر از پر است، ديرتر خيس و زودتر هم خشك مي‌شود. يك نوع پلار هم در بازار موجود است كه «وينك» نام دارد و ضدآب است.


گورتكس: اين آخرين پوشش است كه باعث مي‌شود تا رطوبت و آب به بدن نفوذ نكند. جنسش هم از الياف كربني است. انتخاب كلاه هم بسته به نوع فصل و كوه متفاوت است. اگر به منطقه سردسير مي‌رويد، حتما يك كلاه پشمي با خود ببريد. در مناطق گرم نيز به دليل تابش مستقيم و زياد نور آفتاب، از يك كلاه لبه‌دار استفاده كنيد.

گتر و جوراب


جوراب علاوه بر اينكه باعث گرم كردن پاها مي‌شود، مانع از اصطكاك بين پا و كفش نيز مي‌شود كه اين موضوع بيشتر ويژگي جوراب‌هايي است كه از الياف مصنوعي و پشم درست شده‌اند. بهتر است از جوراب‌هاي نخي استفاده نكنيد چون خيس شده و باعث تاول زدن پا مي‌شود.

بعضي كوهنوردان 2 نوع جوراب مي‌پوشند كه جوراب اول يك جوراب نازك نخي است كه رطوبت و عرق را از پا مي‌گيرد و جوراب دوم -كه كلفت‌تر و ضخيم‌تر است و روي جوراب اول پوشيده مي‌شود- عرق را از جوراب اول مي‌گيرد و در نتيجه لايه‌اي كف پا به وجود مي‌آيد. گتر نه تنها باعث گرم شدن قسمت پاييني پا شده بلكه مانع نفوذ خاك، سنگ، برف، گل و ... به كفش مي‌شود؛ مخصوصا براي كساني كه نمي‌خواهند چيزي به جز پايشان در كفش‌شان باشد! در كل 3 نوع گتر وجود دارد:

گتر سوپر 2.گتر بلند 3. گتر كوتاه
گتر سوپر علاوه بر پوشاندن و گرم نگه داشتن قسمت پاييني پا، روي كفش هم مي‌آيد و خود پا را هم گرم نگه مي‌دارد. اين نوع از گتر، مناسب مكان‌هاي برفي است. گتر بلند مناسب صعود‌هاي سنگين است. گتر كوتاه حداكثر 12 تا 15 سانتي‌متر از كفش را مي‌پوشاند كه براي صعودهاي عادي و يكروزه مناسب است. در برنامه‌هاي كوتاه هم مي‌شود از يك جفت زانوبند محكم و سفت به عنوان گتر استفاده كرد.

كوله
در برنامه‌هاي يكروزه يا كمتر لازم نيست حتما يك كوله‌پشتي با كلي وسيله با خود حمل كنيد. از يك كيف كمري كوچك نيز مي‌شود استفاده كرد. در برنامه‌هاي چند روزه به دليل اينكه امكان دارد دسترسي به منابع غذايي غير ممكن باشد، بايد يك كوله با خودتان ببريد. كوله كوهپيمايي از جنس پارچه‌هاي ضدآب و مقاوم ساخته مي‌شود. وزن كوله بايد به گونه‌اي باشد كه به كمر فشار نياورد و خسته كننده نباشد.

اگر بخواهيد يك برنامه چند روزه برويد و تمام وسايل كوهپيمايي را با خود ببريد و از آمادگي جسماني خوبي هم بهره‌مند باشيد بايد حداكثر حجم كوله‌پشتي‌تان معادل25 تا 30 ليتر باشد. براي خريد آن به نكات زير توجه كنيد:

1. پارچه كوله بايد كاملا محكم، ضخيم و از جنس برزنت و داراي يك لايه نايلوني باشد.
2. رنگ آن برخلاف كوله‌هاي نظامي و شكاري كه مناسب استتار است، بايد از دور به خوبي ديده شود؛ رنگ‌هايي مانند زرد، نارنجي و قرمز
.
3. از محكمي دوخت آن مطمئن شويد
.
4. بين بدن شما و كوله فاصله باشد (براي اينكه هوا جريان پيدا كند و مانع عرق كردن شود
).
5. به قيمت فكر نكنيد و بيشتر به كيفيت، دوام، راحتي و وزن كم آن بها دهيد.

كفش
براي يك‌بار هم كه شده، واقعا كفش كوهنوردي بپوشيد. هميشه اين عادت را داشته‌ايم كه كهنه‌ترين كفش را براي كوه انتخاب كنيم.

بهترين نوع كفش براي كوه، پوتين است، به دليل اينكه مقاوم است، تخت مناسبي دارد و به‌خوبي مي‌تواند مراقب مچ پا و خود پا باشد. كفش كوه نه آن‌قدر بايد تنگ باشد كه ايجاد ناراحتي كند و نه گشاد باشد كه باعث تاول شود.

رويه آن مي‌تواند، هم از جنس طبيعي چرم باشد و هم از جنس مواد مصنوعي. چرم طبيعي بسيار مناسب است، به دليل اينكه قابل انعطاف است و به خوبي عمل تهويه را انجام مي‌دهد. امروزه كمتر از اين نوع كفش استفاده مي‌كنند ولي چرم هم طرفداران خودش را دارد. پس از هر بار استفاده بايد كفش را شست، قالب زد (به ويژه در كفش‌هاي چرمي) و سپس در هواي آزاد و دماي متعادل خشك كرد و واكس زد تا انعطاف خود را از دست ندهد.

خانه‌هاي موقتي
چادر يكي از مهم‌ترين وسايل دركوهنوردي است، به دليل اينكه در مقابل گرما، سرما، باران، برف و ... از ما به‌خوبي مراقبت مي‌كند
.
پس با انتخاب يك چادر خوب مي‌توان در كمترين زمان خود را در مقابل خطرات حفظ كرد
.
3 نوع چادر وجود دارد:

1 ـ چادر اسكلتي يا تونلي: براي برپا كردن اين چادر بايد ابتدا ميله‌هاي چادر را وصل و سپس به زمين محكم كرد و بعد خود چادر- كه معمولا از جنس برزنت است- را روي اسكلت و كف زمين انداخت. اين نوع چادر سنگين است و براي حمل آن بايد از قاطر يا وسيله نقليه مناسب استفاده كرد.

2. چادر خيمه‌اي: اين چادر داراي تيرك‌هايي در وسط است كه خود چادر روي تيرك‌ها مي‌افتد و به زمين ميخ مي‌شود. جنس آن امكان دارد هم از نايلون باشد و هم از برزنت. وزنش بين 2 تا 4 كيلوگرم است و به دليل جمع و جور بودن، براي كوهپيمايي بسيار مناسب است.

3. چادر فنري يا گنبدي: داراي 2 تيرك است كه به راحتي سر هم مي‌شود. اين دو تيرك به صورت ضربدري روي هم قرار مي‌گيرد و انتهايشان به قلاب چادر متصل مي‌شود. اين نوع چادر سبك، تقريبا كم حجم و كوچك بوده و جنس آن اكثرا از نايلون است. براي استقرار بهتر آن و مقاومتش در برابر باد، بهتر است به زمين محكم بسته شود.

كيسه خواب
كيسه خواب يك جزء مهم و اساسي در كوهنوردي به حساب مي‌آيد، به دليل اينكه هم مانع نفوذ رطوبت مي‌شود و هم در مقابل سرما از ما مراقبت مي‌كند. از همه مهم‌تر اينكه هيچ‌كس از يك خواب راحت در يك كيسه خواب گرم و نرم بدش نمي‌آيد.

در يك كوهپيمايي يكروزه يا كمتر كه زمان رفت و برگشت مشخص است، نيازي به كيسه خواب نيست. در تابستان زير سايه يك درخت و در زمستان كنار آتش مي‌توانيم خواب لذت‌بخش كوتاهي داشته باشيم اما در سفر‌هاي چند روزه، حتما به يك كيسه خواب نياز خواهيم داشت. كيسه خواب با ظرفيت‌هاي يك و دو نفره طراحي مي‌شود و در 2جنس متفاوت پر(قو يا مرغ) و الياف مصنوعي (پشم شيشه) موجود است.

كيسه خواب پر، گرم و نرم‌تر است ولي حجم بيشتري را داراست، برعكس پشم شيشه حجم بسيار كمتري دارد، سبك‌تر است و شست‌و شوي راحت‌تري دارد ولي به گرمي پر نيست.
با بدني عرق كرده و خيس داخل كيسه خواب نخوابيد و هنگام خواب منافذ آن را كاملا نبنديد تا رطوبت در آن جمع نشود.

عينك
براي خريد يك عينك آفتابي ارزان با ظاهري گول زننده، بهترين راه كنار خيابان است. از يك دستفروش مي‌توان يك عينك 2 تا3 هزار توماني خريد كه البته اين‌كار اشتباه محض است. شايد تنها فايده‌اش اين باشد كه اگر عينك شكست يا گم شد، دلتان نسوزد! با خريد اين عينك‌ها، چشمتان را به تدريج ضعيف مي‌كنيد، پس واقعا عينك را جدي بگيريد
.
يك عينك مناسب براي كوه عينكي است كه:

1 . امواج ماوراي بنفش را تا حد زيادي كم كند.
2. اختلاف سطح در ديد ايجاد نكند
.
3. به درستي روي صورت بنشيند و فيكس شود
.
4.در برابر باد و توفان مقاوم باشد
.
5. چشم‌ها را در برابر خار و خاشاك يا ذرات يخ محافظت كند
.
6. اطرافش پوشيده باشد (براي مناطقي كه امكان كولاك در آن وجود دارد
).
عينك خوب متاسفانه نوع ايراني ندارد و قيمت نوع خارجي آن بين 15 تا 300 هزار تومان است
.
ـ اگر ارتفاع زده شديد، حركت را كندتر كنيد و به آرامي بالا برويد در صورت تشديد، سريع ارتفاع را كم كنيد
.
- درصورت بروز سردردهاي جزئي مي‌توان از مسكن استفاده كرد (سردرد در ارتفاعات بسيار شايع است و دليل آن كمبود اكسيژن است
).
ـ اگر هوا گرم بود، در فواصل معين و در مكاني خنك استراحت كنيد كه گرما‌زده نشويد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 16:16  توسط كيوان  | 

چادر كوهنوردي

 

چادر جزو وسايل گروهي كوهنوردي و خانه متحرك كوهنورد مي باشد .

بطور كل چادر ها به دو نوع كمپينگ و ارتفاع تقسيم مي شوند . نوع كمپينگ مخصوص ارتفاعات پايين و نيمه اول سال مي باشد ؛ نوع ارتفاع نيز براي ارتفاعات بالا و برنامه هاي نيمه دوم سال است .

چادرهاي ارتفاع برخلاف چادرهاي كمپينگ داراي ارتفاع و وزن كمي مي باشند و معمولا به شكل گنبدي هستند كه با تيرك هاي سبك فلزي ( آلومينيوم يا تيتانيوم ) و يا فايبر گلاس مقاومت خوبي در برابر بادهاي تند ارتفاعات داشته و سريع برپا و يا جابجا مي شوند . جنس بدنه چادر ها معمولا از پارچه داراي قابليت تنفسي گورتكس مي باشد . چادر هاي ارتفاع و بعضا كمپينگ معمولا دو پوش هستند كه پوش خارجي آن ضد آب و باد و پوش داخلي گورتكس است . بين اين دو لايه نيز حدود ۱۰ سانتيمتر فاصله براي تبادل هوا وجود دارد  .

يكي از نكات مهم در استفاده از چادر ، جلوگيري از تعرق آن است كه با تنظيم و باز كردن پنجره ها و يا درچه هاي تعبيه شده در بدنه چادر امكان پذير است . همچنين در صورت يكي شدن دماي داخل و خارج چادر بر روي بدنه داخلي بر اثر تنفس و بازدم افراد برفك ايجاد مي شود كه با گرم شدن هوا در نزديكي صبح تبديل به آب شده و همه وسايل داخل چادر را خيس مي كند و خيس شدن كيسه خواب و لباس هاي پر در زمستان يعني اول بدبختي و دردسر  .

چادر هاي ارتفاع كه معمولا از ۱ تا ۴ نفر ظرفيت دارند با داشتن پوش دومي بزرگتر از خود چادر ، داراي دو بخش اضافي در جلوي دو در چادر است كه يكي بعنوان انبار وسايل و لوازم غير ضروري براي خلوت شدن داخل چادر و از فضاي ديگر نيز بعنوان آشپزخانه بمنظور جلوگيري از كثيف شدن و يا آتش سوزي داخل چادر استفاده مي شود .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 16:14  توسط كيوان  | 

درباره کوله پشتی


کوله مهمترین همراه کوهنورد است.قانون اصلى براى بستن كوله پشتى اين است: تا حد ممكن اشياء را در داخل كوله قرار دهيم.

تا حد امكان از آويزان نمودن وسايل در خارج كوله اجتناب ورزيد
كيسه خواب و لباسهاى اضافى در ته كوله جا داده شود
اشياء سنگين بايد نزديك به ستون فقرات باشد
بارانى، آفتابگير و آذوقه بايد دم دست يا درست زير سر كوله باشد

نحوه نگهدارى از كوله پشتى:
پس از هر سفر، كوله تان را تميز نمائيد، شن هايش را تكان دهيد و با پارچه مرطوب آن را تميز كنيد، به زيپهايش بايد اسپرى سيليكون بزنيد تا راحت باز و بسته شوند، كوله در جايى از خانه كه تهويه مطبوع دارد بايد نگهدارى شود و بوسيله پارچه از نور آفتاب محافظت شود /.

نكته‏ها:
پارچه‏هاى ضد آب كوله پشتى را كاملاً ضد آب نمى‏كند، چون رطوبت از درزها وارد كوله مى‏شود، يك روكش بارانى كوله را از آب محافظت مى‏كند /.

كوله پشتى يك وسيله مهم كوهنوردى است، از يك طرف وسيله حمل و نقل و حافظ وسايل كوهنورد است و از طرفى ديگر ميبايستى اين بارو وسيله‏ها به بهترين و راحترين روش ممكن حمل گردد. يك كوله پشتى غير فنى مى‏تواند براى كوهنورد در محّلى مشكلات و خطرات جدى داشته باشد. يك كوله پشتى فنى بايد از يك كيفيت حداقل برخوردار باشد.
دوخت محكم و آستر و رويه خوب و فرم و شكل فنى جهت حمل و فنى بودن بندهاى شانه و زيپهاى محكم و داراى حفاظ باشد. قسمت انتهاى كوله كه با زمين تماس دار بايد با جنسى صد در صد ضد آب و محكم باشد تا از نفوذ آب جلوگيرى كند. اگر كوله پشتى بيش از 45 ليتر گنجايش داشته باشد، بايستى داراى اسكلت خوب جهت تقسيم بار بر روى بدن باشد و كوله‏اى كه كمتر از 45 ليتر گنجايش دارد بايد يك كمربند ساده داشته باشد.
با استفاده از تكنولوژى جديد حمل بار در كوله راحت شده است. كه مى‏توان به (Lowe Gerg) كوهنورد آمريكاى كه در اواسط سالهاى 1970 كوله جديدى طراحى كرد اشاره كرد. »هر چه مركز ثقل كوله نزديكتر به مركز ثقل حمل كننده باشد به همان نسبت كوله راحت‏تر خواهد بود.« اين قانون نه تنها در فرم كوله و نوع حمل آن تاثير دارد بلكه بستگى به چيدن و بستن كوله پشتى بوسيله خود كوهنورد دارد.
وسايل سنگين هر چه به شانه‏ها نزديكتر و در بالا باشد و نزديك به ستون فقرات تا جايى كه امكان دارد كوله پشى راحتر خواهد بود. وسايل سبك در قسمت زيرين كوله و به طرف خارج كوله گذارده شود. شايد بتوان نوع كوله پشتى بسكت كه به وسيله شر پاهاى منطقه نپال حمل ميشود و داراى بند پيشانى مى‏باشد را راه حمل خوبى براى حمل كوله دانست. با محكم كردن كمربند كوله پشتى مى‏توان بار را روى باسن شانه تقسيم كرد.
در اين حالت مى‏توان كليه بار را بالاتر از باسن قرار داد. كوله‏هاى كه زير باسن قرار مى‏گيرند داراى تقسيم بار نارسا هستند.

تهويه هواى پشت كوهنورد
كوهنورد معمولاً در پاها سر و كمر عرق مى‏كند. قسمت پشت كوهنورد از همه قسمتها مهمتر است. چون كوله پشتى در اين قسمت قرار دارد. حال اگر حالتى جهت تعويض هواى پشت يا تخليه هواى پشت درست شود كه آب حاصله از عرق بدن بخار شود محل گرمى بوجود نخواهد آمد. اين جريان هوا كه تبخير عرق را در پشت كوهنورد آسان مى‏كند در نوع كمترى از كوله‏ها جدّى در نظر گرفته شده است. در كوله پياده روى يك شبكه خميده در پشت وجود دارد. كه باعث مى‏شود عرق در پشت كوهنورد تشكيل نشود.
در كوله چسبيده به بدن (سنگنوردى و اسكى) نيز كانال هوا وجود دارد. كه تبخير عرق پشت كوهنورد را به خارج هدايت مى‏كند.

در اين حالت نيز كوله خشك مانده و بهتر مى‏شود كوله را حمل كرد. همين سيستم در كوله (ماراتن اسكى) نيز وجود دارد. كه از عرق كردن پشت كوهنورد جلوگيرى مى‏كند. بنابراين وقتى كوله غير فنى باعث خيس شدن پشت كوهنورد مى‏شود، چه خاصيتى و ارزشى در لباسهاى گرم مى‏تواند وجود داشته باشد.

بزرگى كوله
كوله پشتى را هميشه بزرگتر بگيريد تا كوچكتر، وسايلى كه در خارج كوله آويزان شده بهتر است به داخل كوله گذارده شود، تا مانع فعاليت كوهنورد نشوند، اگر زمانى كوهنورد بايد وسايل كمترى حمل كند مى‏توان كوله را كوچكتر كرد. زمانى كه وسايل از كوله خارج است و آويزان موجب عدم تعادل كوهنورد شده و كوهنورد را به خطر مى‏اندازد.

پشت كوله
چون انسانها با قدهای متفاوتی وجود دارند در نتيجه پشتهاى كوتاه و بلندى نيز وجود دارد. در اين صورت مى‏بايست كوله پشتى بيش از ظرفيت 45 ليتر قابل كوچك و بزرگ شدن باشد. قديمى‏ترين و در عين حال بهترين كوله قابل كوچك و بزرگ شدن (نوع كوله سيستم بارا لوكس (مى‏باشد. دو قطعه آلومينيومى قابل كوچك و بزرگ شدن كه در كوله جاسازى شده است، باعث مى‏شود كه كوله به اندازه هيكل كوهنورد تنظيم شود. و سيستم تهويه هواى پشت كوهنورد را تنظيم كند.
در مواقع ضرورى اين قطعات آلومينيومى نقش آتل را در شكستگيهاى استخوانى نيز انجام مى‏دهد. تغيير دادن در اندازه كوله توسط زيپ و كمربند دور كوله انجام مى‏پذيرد. بدون اينكه چيزى از كوله كم يا به آن اضافه شود. و زحمت زيادى براى كوهنورد داشته باشد. حتى مى‏توان كوله را در زمان حمل نيز تغيير فرم داده كوله را بايد با بدن خود تنظيم كرده و ثابت گذارد.

انواع مختلف كوله
كوله بزرگ راهپيمايى، بزرگى كوله بين 50 تا 70 ليتر و داراى اسكلت و بند كمرى مى‏باشد. براى افراد كوچك نوع مخصوصى وجود دارد. در نوع دو طبقه آن مى‏شود دو قسمت را از هم جدا كرد و بعضى داراى يك قسمت جدا شونده و با جيبى مجزا هستند كه خود آنها كوله‏هاى كوچكى مى‏شوند. كه براى عمليات كوچك كوهنوردى و غيره بدرد ميخورند. كوله‏هاى اسكلت خارجى - به اصطلاح (Kraxen) براى برنامه‏هاى يك روزه قابل استفاده نبوده و خيلى سنگين مى‏باشند. فرم خوبى ندارند.
خوب جابجا نمى‏شوند و غير قابل تنظيم براى افراد مختلف مى‏باشند. مانع تحرك كوهنورد بوده و فقط در پياده روى در مناطق هموار مناسب مى‏باشد. يا براى حمل بار مناسب است. اسكلت خارجى از مصالح سخت ساخته شده و در هنگام پياده روى گوش شما را مى‏آزارد. كوله چسبنده - بدون اسكلت بوده ولى داراى نوارهاى پلاستيكى يا آلومينيومى هستند كه قابل تنظيم شدن ميباشند اين نوع كوله‏ها در سنگ نوردى و اسكى استفاده مى‏شوند. بين 25 يا 45 ليتر حجم دارد در نوع كوچك فقط بند كمرى كافيست.
به دليل فرورفتگيها و برآمدگيهاى پشت كوله تهويه پشت خوب صورت گرفته و پشت كوهنورد عرق نمى‏كند و در مراحل انتهاى برنامه (صعود حمله) كاربرد دارد. كوله كوچك يك روزه - انواع متفاوت دارد. از رنگهاى روشن و زيبا براى دوخت اين نوع كوله‏ها استفاده مى‏شود. وزن سبكى دارد و داراى آسترى نسبتا مقاوم بودن و بين 10 تا 20 ليتر گنجايش دارند.

ضد آب بودن
هيچ كوله‏اى ضد آب نيست، ولى در عمل بايد از پارچه ريز بافت استفاده شود تا حداقل بين 500 تا 1000 ميليمتر فشار آب را مقاومت كند. فرقى بين جنسهاى (polyuretan) و (ACrylic) و (P.V.C) و (GORE-TEX)وجود دارد. استفاده از GORE-TEX باعث مى‏شود كه آب كمترى به داخل نفوذ كند و كوله خوش فرم بماند. نوع (PVC) كلفت‏تر و كاملاً ضد آب، ولى به علت ضخامت و سنگينى استفاده آن كمتر است.
آستر سازى و عايق بندى كوله به نسبت عمر كوله سخت‏تر مى‏شود. مسئله مهم در يك كوله نوع دوخت آن است. بهترين عمل ضد آب كردن آن است كه يك حفاظ از پارچه ضد آب يا نايلون نازك تهيه و روى كوله كشيده شود.

مصالح دوخت كوله
مصالح دوخت كوله يك روزه عبارتند از: نايلون در عمل شماره ( DEN420) اين شماره نماينده قدرت و جنس نايلون است. نوع بهتر آن با مارك (highdensity) مشخص است. آستر داخلى و ضد باد از نايلن (DEN 210) استفاده مى‏شود. كوله‏اى كه نيز خراب مى‏شود هميشه سنگين‏تر است. البته نوع دوخت و فرم كوله در سبكى و سنگينى آن دخالت دارد. اين مهم است كه يك كوله 70 ليترى 3/5 كيلو يا 2 كيلو وزن داشته باشد. بهتر است انسان كوله بر سنگين حمل كند نه كوله خالى سنگين.

ديگر ملزومات لازم
بند شانه‏ها بايستى نسبت به آناتومى بدن دوخته شود، و دو قسمت شانه نرم و پهن و بالا باشد. اسكلت يا زين - انسان در موقع حمل كوله سنگين فرق بزرگى را بين كمربند و زين احساس مى‏كند. كمر بند را بايستى در سنگنوردى استفاده نكرد. اسكلت بايد حالت آناتومى بدن را داشته باشد. كه قسمت باسن كاملاً در آن جاى گيرد و استخوانهاى باسن ناراحت نباشند. جيبهاى بالاى كوله جهت قرار دادن وسايل ضرورى مانند عينك »دوربين« كلاه و كمك‏هاى اوليه و غيرو مى‏باشد.
طبقه البسه، لباسهاى‏تر و كثيف را از البسه ديگر جدا مى‏كند در كوله اسكى كيسه حمل كننده بيل بهمن و ميله سونداج جداگانه است. جيبهاى طرفين كوله خيلى لازم ميباشند مخصوصاً در پياده روى‏هاى طولانى و اين جيبها در سنگنوردى مزاحم كوهنورد است. اين جيبها بايستى جادار و قابل جدا شدن از كوله باشند. بهترين نوع آن در داخل كوله تعبيه ميشود، كه در مواقع مختلف به خارج منتقل مى‏گردد. اين جيبها در پياده رويها بزرگ به كوله متصل مى‏شوند. كوهنوردان حرفه‏اى نوع كوله‏هاى كه جيبهايشان جدا مى‏شوند ترجيح ميدهند.
بندهاى مختلف كوله - اين بندها جهت حمل كلنگ يخ و چكش يخنوردى و تشك ابرى و غير و استفاده مى‏شود. از تهيه كوله‏هاى غير استاندارد بايستى حذر كرد. كوله خودتان را از فروشگاهاى همگانى تهيه نكنيد. فقط از متخصصين بايد كوله خريدارى شود. از مدلهاى مشابه كه ارزانتر است نبايد استفاده كرد. فرم كوله مانند لباس بايد اندازه باشد. بزرگى و سنگينى و بندهاى حمل كننده و زين و كمربند بايستى كاملاً ميزان شخص حمل كننده كوله باشد. كوهنوردى و اسكى و گردش در مناطق زيباى كوهستانى آنقدر زيبا و خوب است كه نبايستى انسان با كوله غير استاندارد و ارزان قيمت لذّت آن را خراب كند. يك بار كوله خوب و استاندارد خريدارى ميشود و براى هميشه هست.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 16:12  توسط كيوان  | 

دماوند - بام ایران

ارتفاع
منابع مختلف اندازه‌های گوناگونی برای ارتفاع قلهٔ دماوند از سطح دریا ذکر کرده‌اند. به نقل از درگاه ملی آمار، ارتفاع این قله ۵٬۶۱۰ متر است ؛ منابع دیگر، از جمله پایگاه ملی داده‌های علوم زمین ایران و وب‌گاه رصدخانهٔ زمین ناسا، ارتفاع ۵٬۶۷۰ متر و ۵٬۶۷۱ متر را نیز برای قلهٔ این کوه ذکر کرده‌اند. دایرةالمعارف فارسی فهرستی شش موردی از ارتفاع‌هایی که برای این قله آمده‌است ذکر می‌کند که از ۵٬۵۴۳ تا ۶٬۴۰۰ متر می‌رسد.

فاصله از شهرهای نزدیک
این قله در ۶۹ کیلومتری شمال شرقی تهران، ۶۲ کیلومتری غرب آمل و ۲۶ کیلومتری شمال شهر دماوند واقع شده‌است.

محل قرار گرفتن کوه دماوند در نقشه استان مازندران

رودخانه‌های پیرامون
رودخانه تینه در شمال، رودخانه هراز در جنوب و شرق و رودخانه دلیچای در غرب این کوه واقع شده‌اند.

کوهستان
قله دماوند در شرق کوهستان البرز مرکزی (استان مازندران) از رشته کوه البرز قرار دارد. قله‌های مجاور آن ورارو، سه سنگ، گل زرد و میانرود است.


آتشفشان

دماوند یک کوه آتشفشانی مطبق است  که عمدتاً در دوران چهارم زمین‌شناسی موسوم به دوران هولوسین تشکیل شده و نسبتاً جوان است. فعالیت‌های آتش‌فشانی این کوه محدود به تصعید گازهای گوگردی است. آخرین فعالیت‌های آتشفشانی این کوه مربوط به ۳۸۵۰۰ سال قبل بوده‌است.

دماوند یک آتشفشان خفته‌است که امکان فعال شدن مجدد آن وجود دارد.  در برخی از سال‌ها از جمله در سال ۱۳۸۶، از قله دماوند، دود و بخارهایی خارج شده‌است که برخی از شاهدان آن را گواهی بر فعال شدن این آتشفشان پنداشته‌اند. اما در حقیقت در سال‌های پربارش، با نفوذ آب به درون قله و مواجه شدن با سنگ‌های داغ، جریانی از بخار آب از دهانه قله خارج می‌شود و چنین به نظر می‌رسد که فعالیت‌های آتشفشانی صورت گرفته‌است.

قطر دهانه این آتشفشان در حدود ۴۰۰ متر است  که دریاچه‌ای از یخ آن را پوشانده‌است. ‏همچنین نشانه‌هایی از وجود دهانه‌های قدیمی در پهلوهای جنوبی و شمالی کوه ملاحظه می‌شود.

 

مسیرهای اصلی صعود
برای رسیدن به قله مانند تمامی کوه‌ها از هر مسیری می‌توان پیش رفت ولی شناخته‌شده‌ترین آن‌ها این جبهه‌ها هستند:
جبهه شمالی؛ مسیر صعود این جبهه از میان دو یخچال سیوله (سمت راست) و دوبی سل (سمت چپ) صورت می‌گیرد. این مسیر دارای دو جانپناه در ارتفاع‌های ۴۰۰۰ و ۵۰۰۰ است.
جبهه شمال شرقی؛
جبهه جنوب غربی؛
جبهه جنوبی؛ از سمت جنوب شرقی کوه.
آسانترین مسیر صعود جبهه جنوبی و سخت‌ترین آنها جبهه شمالی است. سه جبهه شمالی، جنوبی و شمال شرقی در نزدیکی روستاها قرار گرفته‌اند و همچنین همگی دارای جان‌پناه در میان راه هستند.
 
 پناهگاه‌ها
در نقشه‌ راهنمای صعود به قله‌های البرز مرکزی پناه‌گاه‌هایی به شرح زیر مشخص شده است.
پناه‌گاه گوسفندسرا (کوهپایه)
بارگاه سوم (یال جنوبی) در ارتفاع ۴۱۵۰ متری.
پناه‌گاه سیمرغ (یال شمال غربی) در ارتفاع ۴۱۵۰ متری.
پناه‌گاه تخت فریدون (یال شمال شرقی) در ارتفاع ۴۳۶۰ متری.
 
یخچال‌های معروف
 
یخچال سیوله (جبهه شمالی)
یخچال دوبی سل (جبهه شمالی)
یخچال عروسکها (جبهه شمالی)
یخچال یخار (شمال شرقی)
 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 16:10  توسط كيوان  | 

اولين فاتح اورست درگذشت

پیشوا : ادموند هيلاري اولين فاتح قله اورست روز جمعه بر اثر حمله قلبي در سن 88 سالگي در بيمارستان اوكلند، نيوزلند درگذشت.

به گزارش رويتر پرچم‌هاي شهر ولينگتون پايتخت نيوزلند و همچنين پايگاه اكتشافي قطب جنوب براي اداي احترام به فاتح اورست به حالت نيمه افراشته درآمدند.

گفتني است هلن كلارك نماينده مجلس نيوزلند نيز از برگزاري مراسم تشيع جنازه رسمي براي ادموند هيلاري خبر داد.همچنين ملكه اليزابت دوم از شنيدن خبر مرگ او ابراز تاسف كرد. راهبان بودايي نپال نيز براي او مراسم دعا برگزار كردند.

ادموند هيلاري اولين فردي بود كه در 25 مه سال 1953 به بالاترين نقطه زمين (كوه اورست ) واقع در رشته كوه‌هاي هيماليا صعود كرد. او از ملكه انگلستان لقب شواليه را دريافت كرد و سپس رهبري يك گروه اكتشافي به قطب جنوب و رودخانه يانگ تسه را برعهده گرفت.

از فعاليتهاي خيرخواهانه او مي‌توان به تاسيس بنياد خيريه هيماليا اشاره كرد. سر ادموند هيلاري در سال 2003 به عنوان شهروند افتخاري نپال برگزيده شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 16:6  توسط كيوان  | 

دیواره های سنگ نوردی

تصویری از دیواره های مسابقات سنگنوردی در رقابتهای ماکائو و تصاویری از دیواره های زیبای مسابقات سنگنوردی رقابتهای آسیایی در شهر کوآنجو چین .

 

رقابتهای آسیایی در شهر کوآنجو چین رقابتهای آسیایی در شهر کوآنجو چین
رقابتهای آسیایی در شهر کوآنجو چین مسابقات سنگنوردی در رقابتهای ماکائو

 
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 16:5  توسط كيوان  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 12:47  توسط كيوان  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 12:30  توسط كيوان  | 

تقریبا اگر قبول کونین مبانی سنگنوردی

آمادگي جسماني قبل از تمرين عملي

 

 مربي گرامي توجه كنيد مطمئن شويد كه قبل از شروع كار عملي، شاگردان حتماً با انجام كشش عضلاني آمادگي اوليه را كسب نموده اند.
تمرينات و حركات زير قبل از صعود از سنگ و براي آماده سازي و گرم كردن عضلات شاگردان شما مفيد هستند.
هر روز قبل از شروع كار عملي حتماً اين تمرينات انجام شود تا از احتمال آسيب ديدگي عضلاتي كارآموزان كاسته شود.  

خواص گره كوهنوردي

 

 

خواص گره كوهنوردي

 

 گره هاي كوهنوردي داراي خواص ذيل است:
1 – در مقابل كشش و ضربه محكم و مقاوم است.
2 – به سادگي زده و با دست به آساني باز مي شود.
3 – هنگام كاربر اثر فشار وارد بر آن باز نمي گردد.
4 – هر قدر فشار بر روي آن وارد شود، محكم تر مي شود
5 – كوچك ، كم حجم و داراي كم ترين شكست را دارد. چرا كه هر شكست طناب، باعث كاهش مقاومت آن مي گردد.

 

 

 

 انواع گره ها و كاربرد آن ها

 

1 – گره هشت ساده Simpe Enght
2 – سردست : اتصال سر طناب به يك نقطه (كم كاربرد است) Over hand
3- هشت يك لا figure of Eight : اتصال سر طناب حمايت به كارابين و صندلي نفر صعود كننده يا به كارگاه
4 – هشت دو لا : اتصال سر طناب فرود به كارگاه .
5 – هشت تعقيب : Retraced figure of Eight
اتصال طناب به صندلي و زدن گره هشت در حلقه اي بسته بعد از زدن گره بايد اندازه آن را تنظيم نمود.
6 – دو سر طناب يك لا fisherman: اتصال دو سر طناب هم قطر به يكديگر (كمتر مورد استفاده قرار مي گيرد)
7 – دو سر طناب دو لا Double fisherman: اتصال دو سر طناب به يكديگر با ضريب اطمينان بيشتر نسبت به گره دو سر طناب يك لا و اتصال دو سر طناب دو طناب غيرهم قطر با اختلاف قطري برابر حداكثر يك شماره .
8 – تسمه water knot:‌اتصال دو سر نوار (تسمه) :
9- خود حمايت Clove Hittch. Mastwurf :‌براي ثابت كردن طناب خود حمايت اين گره در محل كارگاه و بر روي كاربين اجرا مي شود.

10 - حمايت Munter Hitch,Hafmastwurf: براي حمايت صعود كننده يا فرود مورد استفاده قرار مي گيرد. اين گره را در مواقع ضروري مي توان با يك گره ضامن قفل نمود.
11 – پروسك prusik : براي خود حمايت هنگام فرود به كار مي رود. اين گره كاربردهاي ديگري هم دارد.  

12- گره نه انگليسي: اتصال سر طناب فرود به كارگاه .

 

 

گيره ها Holds

 

به كليه عوارض سنگ، اعم از برجستگي يا فرورفتگي كه بتوان در انجام صعود يا فرود از آن استفاده كرده در گيره گويند.
گيره ها انواع و اشكال مختلف دارند كه باعث تغيير سختي مسير صعود مي گردند.  

 

 

 

 

انواع گيره ها :

 

• ناخني
• انگشتي
• مشتي
• بدون شكل
گيره ناخني : گيره اي است بسيار ريز و كوچكتر از يك بند انگشت كه فقط با نوك انگشتان مي توان آن را گرفت. استفاده از اين گيره مستلزم صرف نيروي فراواني است. گيره انگشتي مي توان آن را گرفت. استفاده از اين گيره مستلزم صرف نيروي فراواني است.
گيره انگشتي : گيره اي است كه يك بند تا دو بند انگشتان دست بر روي آن قرار مي گيرد.
گيره مشتي : گيره اي است كه كل كف دست بر روي آن قرار مي گيرد و مي توانيم در حيني كه گيره در كف دست قرار دارد، دست را مشت كنيم. گيره هاي بدون شكل : اين گيره شكل خاصي نداشته و بايد با كمك نيروي اصطكاك از آن ها استفاده كرد.  

 

 

  جهت گيره ها

 

• افقي
• عمودي
• مايل
• معكوس


گيره هاي افقي،عمودي و مايل، داراي زوايا و اشكال مذكور نسبت به سطح افق در روي سنگ هستند.


گيره معكوس : گيره اي است كه در عكس مسير حركت قرار گرفته باشد و در جهت مخالف مركز ثقل بدن به آن فشار وارد شود. به اين ترتيب كه از سمت پايين و در مسيرهاي رو به بالا بر سطح گيره فشار مي آيد. از اين گيره بيشتر به صورت كششي استفاده مي گردد. از حفره ها و سوراخ هاي سطح سنگ نيز مي توان به عنوان گيره استفاده نمود. نكته مهم در استفاده از اين گونه گيره ها، دقت در شكل لبه آن ها از نظر تيز نبودن و صدمه نرساندن به انگشتان است.  

 

 

سنگنوردي كلاسيك 12 قاعده پايه دارد كه عبارت است از :


1 – بررسي سنگ با نگاه
ابتدا سنگ و گيره هاي آن را به منظور يافتن مسير صعود و فرود، در حد توان، از ابتدا تا انتها و با چشم بررسي و شناسايي مي نماييم. در صورت امكان از سه جهت ( چپ، راست و روبرو) آن گاه دست و پا براي گرفتن گيره هاي انتخاب شده، حركت مي كند.
2 – نقش و وظيفه دست و پا
هنگام صعود، پاها هميشه وظيفه تحمل و جابجايي وزن بدن را به عهده داشته و تعادل بدن را دست ها حفظ مي نمايند. همواره از كشيدن پاها روي سنگ خودداري شود. به جاي انقباض هاي متوالي عضلات از نقش اهرم هاي بدن در صعود استفاده شود.
3 – داشتن سه نقطه اتكا ( دو دست و يك پا يا دو پا و يك دست)


براي بالا بردن توان ايستادگي و حفظ تعادل بر روي سنگ از اين قاعده استفاده مي شود. در صورتي كه كمتر از سه نقطه اتكا بر روي سنگ داشته باشيم ، ميزان مقاومت و پايداري ما بر روي سنگ در برابر لغزش هاي احتمالي كاهش مي يابد.
4 – استفاده از نوك كفش هنگام صعود


قراردادن پنجه پا بر روي گيره، باعث انتقال بيشتر وزن بدن بر سطح گيره پايي مي شود. ضمناً اين عمل باعث ايجاد فاصله مناسب از سنگ و در نهايت داشتن ديد بيشتر مي گردد. در گذرهاي عرضي (Traverse) مي توان به ضرورت محيط از دخل يا خارج پا نيز استفاده كرد.


5 – رعايت فاصله مناسب به منظور داشتن ديد لازم هنگام صعود


رعايت فاصله مناسب به طريقي كه بدن نه بيش از حد نزديك و نه بيش از حد دور از سنگ باشد به طوري كه بتوان به راحتي گيره هاي بعدي را ديد، با نرمي حركت نمود، به سادگي تغيير جهت داد و مركز ثقل بدن برهم نخورد، از نكات حياتي در سنگنوردي است.


6 – صعود به روش نردباني


در اين روش دست ها و پاها در امتداد طول بدن قرار گرفته و جابجا مي شود. در اين روش هميشه يك پا به حالت مستقيم (پايي كه وزن بدن را تحمل مي كند و پاي ديگر از محل زانو خم و آماده باز شدن است. سپس با تغيير حالت بدن و تعويض اين دو حالت در پاها صورت مي پذيرد الي آخر توجه شود كه زاويه ران زانو ساق پا از 90 درجه بيشتر نشود. در اين طريقه دست ها نيز در طرفين قرار مي گيرد.
توجه به اين نكته ضروري است كه حركت قطري صعود را آسان تر مي سازد و از لولا شدن بدن جلوگيري به عمل مي آورد.


7 – رعايت فاصله مناسب عرضي دست ها و پاها

 

 از يكديگرهنگام صعود دست ها و پاها به حدي از يكديگرباز مي شود كه تعادل بدن به هم نخورد ( تقريباً به اندازه عرض شانه)

 

8 – قيچي نكردن دست و پا


در حالت قيچي (ضربدر) كردن به دليل تمايل وزن بدن به سمت مخالف گيره هايي كه دست ها و پاها گرفته اند. توان ايستايي بسيار كمتر مي شود. اين وضعيت احتمالاً باعث بر هم خوردن تعادل خواهد شد. به همين دليل، اين امر احتياج به تمركز و تمرين زيادي دارد.


9 – قرار گرفتن طناب حمايت در بين دست ها هنگام حمايت از بالا


هنگام صعود بايد طناب حمايت از ميان دست ها قرار گيرد تا باعث به هم خوردن تعادل نشود، در گذر عرضي طناب در سمت سنگ و مخالف جهتي كه حركت مي نماييم قرار مي گيرد. لازم به تذكر است كه درحالت حمايت از پائين، طناب پهلوي صعود كننده قرار مي گيرد.

 

 


10 – روش تعويض دست ها و پاها


ابتدا بايد نسبت به محكم بودن گيره دست يا پايي كه بر روي آن قرار داريم، اطمينان حاصل كنيم براي تعويض جاي دست مي بايست دست آزاد را ضمن قراردادن در كنار انگشت دست ثابت به آرامي با جاي گزيني انگشتان، بر گيره مورد نظر قرار داد. در تعويض پا نيز مي بايست با قراردادن پاي آزاد در كنار پاي ثابت با يك جهش آرام و حساب شده جايگزيني صورت گيرد. روش ديگري هم در تعويض دست ها و پاها مرسوم است كه به طريق انجام آن مي پردازيم : به آرامي و با دقت زياد، دست يا پاي ديگرمان را بر روي دست يا پايي گيره مورد نظر را گرفته است، قرار مي دهيم، آنگاه دست يا پاي قبلي را از زير آن به ارامي كنار مي كشيم. البته انجم اين دو روش بستگي به شرايط فرد روي سنگ از نظر حالت گيره دارد.


11 – برقراري در مسير


برقراري زماني انجام مي گيرد كه فرد به يك تكيه گاه مطمئن برسد. انجام آن به اين صورت است كه ابتدا يك دست بر لب تكيه گاه يا سكو قرار مي گيرد و پس از آن دست ديگر سپس بدن با يك كشش ارام (مانند حالت وقتي كه بارفيكس مي رويم) به بالا حركت كرده و پاها را از روي گيره رها شده و بالاتنه را بر تكيه گاه يا سكو مسلط مي سازيم. سپس با قراردادن پا بر لبه سنگ ، وزن بدن را به سمت تكيه گاه سوق مي دهيم. در آخرين مرحله نيز پاي دوم را بر روي تاقچه مي گذاريم.


12 – شرايط عمومي صعود


به كارآموزان خود گوشزد كنيد صعودي موفق است كه همراه با تكنيك و تاكتيك باشد. در يك صعود موفق از حدقل انرژي استفاده شده و سيستم انرژي، هوازي است. سنگنوردي كه از اعتماد به نفس بيشتري برخوردار باشد، صعود زيادي انجام خواهد داد. در مسيرهاي كلاهكي و منفي بايد از خم كردن بازوان اجتناب نموده و فشار وزن را با كشيده نگاه داشتن دستان، بر روي تاندون ها و استخوان ها منتقل نمود. در اين حالت عضلات از زير بار فشار بيرون مي آيند. براي حركت به سمت بالا نيز سريعاً و بعد از گرفتن گيره بعدي، دوباره دست ها را باز نگاه مي داريم.  

 

 

قواعد كلي صعود از سنگ

 

• سنگنورد خوب كسي است كه 70 % فكر مي كند و 30 % از عضلات خود بهره مي برد.
• استفاده از پنجه پا (جلوي كفش) براي قرارگرفتن بر روي گيره بسيار مؤثرتر است.
• قرارگرفتن صحيح راستاي پا و نحوه گذاشتن پا بر روي گيره از عوامل تعيين كننده است.
• حركت ها عمدتاً با دست هاي باز انجام مي پذيرد تا اهرم هاي بدن نقش خود را به خوبي ايفا نمايند.
• تنفس صحيح بالاخص بازدم قوي (خروج قوي و صدادار هوا ازدهان) هنگام صعود، به ويژه موقع اجراي فنون نسبتاً مشكل، بسيار كمك كننده خواهد بود.
• طريقه حركت به سمت بالا هنگام صعود :
• قطري : دست راست – پاي چپ ، آن گاه دست چپ - پاي راست
• موازي دست – دست ؛ سپس پا - پا
تمرين : بعد از فراگيري نكات آموزشي روز اول، كارآموزان در دسته هاي چند نفره سازماندهي نماييد تا بر روي سنگ هاي كوتاه (حداكثر تا ارتفاع 5/2 متر) آموخته هاي اين روز را تمرين كنند. دقت نماييد كه حتماً در هنگام صعود يك كارآموزنفر ديگر از پايين مراقب وي باشد. در اين جا مي توانيد نحوه حمايت از پايين بدون ابزار مختص صعود به سنگ هاي كوتاه را نيز آموزش دهيد.  

 

 

شكاف ها

شكاف ها با شكل هاي مختلف و با راستاهاي عمودي، افقي و مايل بر سطح سنگ پديد مي آيد. از شكاف ها مي توان همانند گيره ها در صعود و فرود استفاده كرد. در شكاف ها ، نسبت به عمق و عرض آن ها، مي توان از ابزارهاي مختلف حمايت هاي مياني قرار داد صعود از شكاف ها معمولاً مستلزم صرف نيروي زياد و مهارت كافي است.  

 

تلاش هاي دو طرفه

گاهي اوقات عرض شكاف ها آن چنان فراخ است كه نمي توان در آن ابزاري را قرار داد عبور از چنين شكاف هايي مستلزم فن خاصي است كه به تلاش هاي دو طرفه معروف است.
بنابراين نوع صعود و اندازه مختلف شكاف ها، اين فن داراي انواع زير است:
• تنوره باز : در اين روش با استفاده از حركات دست ها و پاها به صورت ضربدري و تعويض به موقع هر كدام، صعود امكان پذير مي گردد.
• تنوره پاگستر: در اين نوع تلاش دو طرفه، با گشودن حداكثر پاها و استفاده از حداكثر عرض دست ها صعود انجام مي شود.

 

لاخ كردن

 

لاخ كردن نوعي تلاش دو طرفه است كه با استفاده از يك عضو و در شكاف هاي بسيار بسته انجام مي شود. در اين روش با گيردادن اعضاي بدن (مانند ساعد، كتف، زانو، پا ، مشت و كف دست) در داخل شكاف، و انبساط عضلات و يا چرخش عضو لاخ شونده، صعود انجام مي پذيرد.
گاهي اوقات حالت شكاف ها، به خصوص در كنج ها، به نحوي است كه بايد از اين روش استفاده نمود. براي اجراي اين فن، دست ها را در شكاف قرار مي دهيم و وزن خود را بر روي آن منتقل مي كنيم (دست ها را به طرف خود مي كشيم) آن گاه پاها را به ترتيب به سطح روبرو فشار مي دهيم و زانوها را صاف مي كنيم( در اين حالت دست ها و پاها هر دو بر شكاف مسير عمود هستند. همين طور تا به آخر با حركت ضربدر دست ها و پاها و همچنين كشش دست ها و صاف كردن زانوها به سمت بالا صعود مي نماييم.  

 

 

گذر عرضي :Traverse

 

حركت افقي بر روي سنگ و تغيير مكان بدون تغيير محسوس ارتفاع را گذر عرضي گويند.

 مربي گرامي توجه كنيد : مكاني كه كارآموزان، اين روش را در آن تمرين مي كنند، بايد تا حد امكان صاف و كم خطر باشد تا در صورت سقوط صدمه نبينند.

 

 

كارگاه ها:

 

به مطمئن ترين نقطه اتكاء كه بيشتري قابليت تحمل فشار و ضربه را در مراحل مختلف سنگنوردي دارد، كارگاه گويند.
كارگاه سه نوع مختلف دارد
نوع اول طبيعي
نوع دوم مصنوعي
نوع سوم مركب

كارگاه طبيعي


كارگاهي است كه با استفاده از عوارض طبيعي محل فعاليت، برپا مي شود. در اين كارگاه بسته به نوع مسير و جهت صعود، از طناب ها يا تسمه هاي مختلف استفاده مي گردد.
در استفاده از كارگاه طبيعي ، جهت صعود را در نظر بگيريد. زيرا اكثر كارگاه هاي طبيعي به خصوص آن هايي كه با بستن تسمه يا طنابچه به دور منقار سنگي به وجود مي آيند، يك طرفه هستند.

كارگاه مصنوعي


كارگاهي است كه با قراردادن ميخ و يا ابزار ديگر در شكاف سنگ ها ايجاد مي گردد. اين كارگاه داراي دونوع اساسي است .
• كارگاه مصنوعي با دو نقطه اتكاء
• كارگاه مصنوعي با سه نقطه اتكاء
هر كارگاه مصنوعي حداقل بايد داراي دو نقطه اتكار باشد تا در صورت در رفتن و يا شكستن يكي از نقطه ها كل كارگاه حمايت از بين نرود.
براي اتصال طناب به كارگاه حتماً از كارابين پيچ و يا دو كارايين ساده با جهت دهانه برعكس استفاده نماييد.

كارگاه مركب


كارگاهي است كه با استفاده از عوارض طبيعي و ابزار مصنوعي توأمان برقرار مي شود.

 

 

يادآوري نكات زير ضروري است :

 

فرد حمايت كننده و كارگاه خود حمايت او بايد در راستاي مسير صعود باشد تا در صورت وارد شدن فشار ناگهاني ، تعادل حمايت كننده به هم نخورد. در شرايطي كه حمايت چي (حمايت كننده) نتواند كارگاه خود حمايت خويش را در راستاي صعود برقرار نمايد، بايد طول طناب خود حمايت را كوتاه در نظر بگيرد تا از به هم خوردن تعادل خود جلوگيري نمايد. كارآموزان بايد بدانند كه يكي از مهمترين مسائل در برپايي كارگاه، در نظر گرفتن فضاي ايمن است.
مربي گرامي اين نكته را به كارآمزوان به خوبي توضيح دهيد كه زاويه اي كه ابزارها در كارگاه با هم مي سازند بايد كمتر از 60 درجه باشد.
هنگامي كه از دو رول يا ابزار حمايتي استفاده مي كنيد، زاويه اي كه تسمه يا طنابچه متصل به اين دو ابزار مي سازد، در تقسيم نيروي وارد بر كارگاه نقش بسيار مهمي دارد.
همان طور كه در شكل روبرو مشاهده مي نماييد، در حالتي كه اين زاويه 5 درجه باشد، فشار 100 پاوندي به دو مؤلفه 51 پاوندي تقسيم شده است. در زاويه 90 درجه فشار وارد به هر بازوي كارگاه 70 پوند بوده و اين مقدار درزاويه 150 درجه به 200 پاوند مي رسد (يعني معادل دو برابر كل فشار بر روي هر يك از نقاط كارگاه) پس هر چه اين زاويه بازتر شود، فشار وارد بر كارگاه بيشتر مي شود.
مناسب ترين مقادير، زواياي كوچك تر يا مساوي 60 درجه تعيين شده است.  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 12:19  توسط كيوان  | 

( Rope ) طناب كوهنوردي

( Rope ) طناب كوهنوردي

طناب يكي از مهم ترين وسايل كوهنوردي است و در واقع وظيفه حفاظت از جان سنگ نوردان و كوهنوردان را بر عهده دارد. طناب ها ( UIAA ) بايد مورد تأييد اتحاديه جهاني انجمن هاي كوهنوردي قرار گيرند. البته توصيه مي شود از طناب هايي استفاده شود كه داراي نيز باشند . طناب هاي كوهنوردي در ( CE ) استاندارد اتحاديه اروپا( 11 ميلي متر3 ، 10/5 ، 9 ، 8/5 ، 7 ، 5 ، قطرهاي مختلف ساخته مي شوند ). در كوهنوردي طناب هاي با قطرهاي مختلف كاربرد خاص و متفاوتي دارند .

ساختمان طناب

طناب ها از دو بخش تشكيل شده اند :

• هسته

• روكش يا غلاف

هسته : بخش اصلي طناب است و به دليل ساختار خود، مسوول كشش پذيری يا كشساني طناب است. به طور مثال در يك طناب 11 ميلي متری ، هسته از حدود 55000 نخ باريك و بلند از جنس پِرلُو ن تشكيل شده است . اين 55000 نخ در دسته هاي جداگانه در كنار هم قرار گرفته و هسته را تشكيل داده اند. با يك محاسبه ساده معلوم مي شود كه در يك طناب 11 م.م. با طول 50 متر ، 2750 كيلومتر نخ باريك به كار رفته است .

روكش يا غلاف : به دور هسته بافته شده و آن را از خراش و ديگر عوامل خارجي محافظت مي نمايد . اين غلاف محافظ از جنس پلی آميد ساخته شده است . روكش يك طناب از حدود 3000 نخ باريك تشكيل شده است . چنانچه روكش طناب آسيب ببيند ، هسته كه به رنگ سفيد است آشكار شده و اين امر هشدار واضحي براي تعويض طناب است .

كاربرد طناب هاي قطرهاي مختلف :

3 م.م. بند چكش ، بند حمايت ابزار ( مانند : صفحة ترمز ، هشت فرود ، يومار ) . •

5 م.م. طنابچة مخصوص گرة پروسيك ، پلّة ركاب . •

7 م.م. به صورت دولا براي فرود – برقراري كارگاه – طنابچه انفرادي ، حلقه طنابچه. •

9 م.م. براي صعود و فرود ( به اين نوع طناب ها ، نيم طناب هم گفته مي شود ). استفاده در صعودهاي دشوار به صورت •

دولا ( روش 2 طنابه ) .

10/5 و 11 م.م. براي حمايت در صعود سر طناب . ، 10/2 ، 9/8 •

جدول مقاومت طناب

( توجه كنيد كه بسياري از طناب ها مقاومتي بيشتر از آنچه در اين جدول وجود دارد ، دارند . )

نگهداري از طناب

مهمترين مواردي كه بايد در حفاظت از طناب ها به كار رود عبارت است از :

• قرار دادن طناب داخل يك كيسة در بستة پارچه اي ( پارچه اي كه هوا از منافذ آن عبور كند ) به دور از گرد و خاك ، در سايه

و در جاي خشك.

• محافظت از تابش طولاني مدت نور خورشيد به آن .

• قرار ندادن طناب در لبة تيز سنگ ها و خودداري از گذاشتن پا بر روي آن .

• عدم شست وشوي طناب با مواد شيميايي . در صورت آلوده شدن آن به مواد روغني آلاينده و در صورت نياز به شست و شو ،

فقط با آب سرد آن را بشوييد و در مجاورت باد ، در سايه و دور از حرارت مستقيم قرار دهيد تا كاملاً خشك شود . اگر محلول شست وشوی اختصاصی طناب كه كارخانه سازنده توصيه نموده است موجود باشد ، از آن استفاده نماييد .

• طناب خود را به كسی قرض ندهيد .

• براي طناب خود يك دفترچه درست كنيد و كارهايي را كه با آن انجام داده ايد در دفترچه يادداشت كنيد .

• از طناب خود جز براي كوهنوردی استفاده ديگری نكنيد .

• هنگام نگهداری از طناب آن را زير لوازم ديگر قرار ندهيد .

 

طناب انفرادي : طناب انفرادي طنابی است به طول 6 متر و قطر 7 ميلی متر كه هميشه همراه داريم .

طناب را مطابق شكل 1 به 4 يا 6 طول تا كنيد و در انتهاي طناب های تا شده گره سر دست بزنيد (شكل 2) و از حلقه های ايجاد شده برای

( حمل طناب روي شانه استفاده كنيد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 12:13  توسط كيوان  | 

آمادگی جسمانی

 

اهداف آمادگی جسمانی

هدف آمادگی جسماني اين است كه انسان از ورزش و در نهايت اززندگی لذت ببرد و در عين حال كمترين خطر را به خود ببيند ،

بيماری به سراغش نيايد و انرژي لازم براي كارهاي روزمره را هم داشته باشد . آمادگی جسمانی با عملكرد اعضای بدن ، كيفيت ورزش

كوهنوردی و تندرستی ارتباط مستقيم دارد . كوهنوردي از جمله ورزش هاي سنگينی است كه در فاصله زماني طولاني نياز به توان و انرژی

زياد دارد. لذا پرداختن به فعاليت هاي عمومي و تخصصي در بالاترين حد ممكن با آمادگي جسماني ممكن مي گردد . اصولاً هر تمرين

ورزشی دارای سه مرحله اصلی: گرم كردن – اصل تمرين- سرد كردن می باشد كه به شرح هر كدام

می پردازيم.

تمرينات كششی

تمرينات كششی مجموعه حركت هايي است كه بدن براي بهبود كيفيت در ورزش انجام می دهد ، و به منظور جلوگيری از سخت شدن

مفصل وماهيچه ها، هماهنگی بين عضلات و فعاليت هاي پر تحرّك در طول راه پيمايی انجام می شود . با تمرينات كششي احساس خوبی

به شما دست مي دهد و كيفيت گردش خون در بدن بهتر مي شود . از آسيب ديدگي هاي بعدي جلوگيري شده و سبب آرامش بيشتر بدن

می شود .

تمرينات كششي را در هر زماني كه مايل بوديد مي توانيد انجام دهيد . هر يك از حركات كششی بدني را به مدت 10 الي 30 ثانيه به

صورت ملايم و دلخواه تا آستانه درد می توان انجام داد . اصلی ترين زمان برای انجام كشش ، قبل و بعد از اجرای برنامه های كوهنوردی

است .

گرم كردن

هدف از گرم كردن بدن افزايش ضربان قلب ، تسريع گردش خون و كشش دادن به عضلات در تمامی قسمت های بدن است . سعی كنيد

قبل از اجرای برنامه هاي كوهپيمايی 5 تا 10 دقيقه متناسب با شدت فعاليت به گرم كردن بدن اختصاص دهيد .

تنفس عميق را فراموش نكنيد توجه ويژه ای به عضلات پشت و كمر داشته باشيد . عموماً بدن را به قسمت های كلی زير تقسيم كرده و

براي هر كدام جداگانه حركت در نظر بگيريد : دست ها و پاها ، سر و گردن ، پشت و كمر ،سينه ها و شكم.

گرم كردن بدن به شرايط محيط ، دماي هوا ، نوع پوشاك كوهنوردی ، ميزان آمادگی كوه نورد ، تمركز روحی روانی بستگی دارد

اصل تمرين

برنامه هايي كه در هنگام ورزش به عنوان حركات اساسي مطرح می شود جزء اصلي ترين فعاليت هر ورزشكار محسوب مي شود . برای

رسيدن به آمادگي مطلوب سعي كنيد با تمرين هاي ميان هفته در ميدان هاي ورزشي و باشگاه ها به تقويت عضلات بپردازيد . توجه داشته

باشيد كه هدف شما از ورزش چيست ؟ با چه برنامه ای اين كاررا انجام می دهيد ؟ راه پيمايی در كوه با اعتماد به نفس و بالاترين حد توان

در ساعات متوالی ، مثالی برای اصل تمر ين می تواند باشد . اين كار موجب خواهد شد كه از فرصت های به وجود آمده بهتر استفاده كنيد

ضمن اينكه دانستن اصطلاحات زير هم كمك زيادي مي تواند باشد .

جلسه هاي تمرين : تعداد جلسه هايي كه در هفته در باشگاه يا كوهستان به تمرين مي پردازيد .

زمان فعالّيت : مدت زماني كه براي هر جلسه تمرين اختصاص مي دهيد .

برنامه تمرين : نوع برنامه هايي كه براي آمادگي جسمانی خود اجرا مي كنيد .

تكرار در تمرين : تعداد مراحلي كه در يك دوره تمرين براي رسيدن به هدف به اجرا در مي آوريد .

شدت تمرين : هر موقع به خاطر انجام كار سنگين تر نياز به وارد كردن فشار بيشتر به بدن باشد موجب ايجاد شدت در تمرين مي شود .

تمرين با وزنه : يكي از روش ها در تمرين كه در زمان كوتاه به نتايج درخشان می رسيم تمرين با وزنه است .

تمرين با وزنه زير نظر مربي بدنساز با آگاهی كامل از نوع ورزشي كه انجام می دهيم امكان پذير است . تمرين با وزنه موجب پيش رفت بدن

در فعاليت هاي جسماني مي شود.

تمرين بدون وزنه : روش ديگر تمرين ، تمرين بدون وزنه است . در اين نوع تمرين بدون توجه به وزن اضافي مي توان با فشار وزن

خود تمرين هاي لازم را انجام داده و به آمادگي مطلوب رسيد . لذا مقدار فشار وارده بدون توجه به نوع بار ، به وسيله بدن وارد مي شود .

نكته اصلي اين است كه در هر حركت اگر توان انجام يك كار را تا 15 بار تكرار داشته باشيد بايستي بر ميزان فشار تمرين اضافه كنيد تا

بدن بتواند آمادگي لازم را به دست آورد .

سرد كردن

پس از پايان كار شديد و اتمام برنامه اصلي انجام مي گيرد . همانند گرم كردن تمرين هاي ملايم و سبكي كه بين 5 تا 10 دقيقه زمان

مي برد. معمولاً بعد از فشار شديد ، در انتهای برنامه مقداری با فشار متوسط حركت كرده تا بدين وسيله ضربان قلب به تدريج

كاهش پيدا كند . در خاتمه با حركات كششي ملايم سرد كردن بدن را به درستی به انجام برسانيد . به وسيله سرد كردن خستگی از تن

بيرون می رود كه اين خود باعث جلوگيری از كوفتگی عضلات می گردد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 12:12  توسط كيوان  | 

كوله پشتي

 

يكي از تجهيزات كوهنوردي است كه جهت حمل وسايل و لوازم از آن استفاده مي شود و بايد داراي ويژگيهايي باشد كه در طول اجراي

برنامه بتوان از آن به راحتي استفاده كرد . از آنجائيكه هميشه از حجم كوله پشتي استفاده مي شود لذا واحد اندازه گيري آن ليتر مي باشد

كه بنا به مدت ، زمان و نوع برنامه اندازه و اشكال مختلفي دارد .

ويژگيهاي كوله پشتي :

-1 جنس كوله پشتي : بايد داراي پارچه اي مقاوم ، انعطاف پذير و مقاوم در برابر نفوذ آب باشد . داراي تسمه هاي ش انه اي با عرض

مناسب و اسفنج نرم و تسمه كمري پهن و نرم و قفل و تسمه مناسب و زين داخلي باشد .

2 - حجم كوله پشتي : براي هر برنامه از كوله پشتي كه حجم آن مناسب برنامه باشد استفاده مي كنيم .

-3 رنگ كوله پ شتي : كوله بايد داراي رنگ مناسب يعني رنگي مخالف محيط باشد كه از دور دست بخوبي ديده شود از آنجائيكه مقدور

نيست براي هر برنامه در محيط هاي مختلف رنگ خاصي را تهيه كنيم لذا از روكش كوله ( كاور ) با رنگهاي مختلف مي توان استفاده

كرد كه همرنگ محيط نباشد ( در برف از روكش قرمز ، در جنگل از روكش نارنجي يا زرد ، در شب و محيط هاي تاريك از روكش

شبرنگ يا سفيد مي توان استفاده كرد . )

كوله پشتي از نظر حجم :

كوله پشتي 15 ليتر براي حمل وسايل مختصر (كوله حمله)

25 ليتر براي برنامه هاي يك روزه در فصول مختلف - كوله پشتي 40

40 ليتر جهت برنامه هاي 2 و چند روزه - كوله پشتي 65

65 ليتر جهت برنامه هاي ويژه چند روزه ( در برنامه هاي زمستاني و غيره ) - كوله پشتي

كوله پشتي از نظر كاربري :

كوله كوهپيمائي : داراي زين و جيب هاي متعدد در كنار كوله كه جهت قرار دادن وسايل از آن استفاده مي شود

كوله سنگ نوردي : كوله باريك و بلند كه از عرض پهلوهاي سنگ نورد باريكتر است تا دستهاي سنگ نورد مانور بيشتري داشته باشد .

كوله يخ نوردي : كوله كاملا ضد آب باريك و بلند مانند كوله سنگ نوردي و داراي بندهاي مخصوص جهت حمل وسائل يخ نوردي مي

باشد .

كوله هاي مخصوص : جهت برنامه هاي ويژه استفاده مي شود مانند ( باربري ، پيمايش جنگل ، شكار ، امداد و نجات ، حمل مجر وح ،

حمل كودك و . . . )

اندازه كوله پشتي : اندازه كوله بايد مناسب قد شما باشد چنانچه قد كوله براي شما بلند باشد روي عضلات سريني قرار مي گيرد و مانع

دامنه حركتي مناسب و عدم تعاد ل مي گردد و اگر قد كوله پشتي كوتاه باشد فشار وزن كوله بيشتر در قسمت مياني كمر قرار مي گيرد كه

در مدت زمان طولاني باعث درد و ناراحتي در قسمت مياني كمر مي گردد .

قد مناسب كوله باعث مي گردد كه فشار مناسب روي ستون مهره ها و عضلات اطراف آن قرار گيرد

 

مراقبت و نگهداري كوله پشتي :

* سعي كنيد هميشه يك قطعه گوني پلاستيكي بزرگ جهت قرار دادن كوله در اتومبيل و يا حمل كوله با قاطر همراه داشته باشيد .

* كوله را تميز نگهداري كنيد تا كمتر به شستن نياز شود در صور ت نياز به شستشو با آب ولرم شسته شود و هنگام شستشو از برس نرم

استفاده كني د بدون اينكه كوله را چنگ بزنيد آنرا را وارونه به بند آويزان كنيد تا خشك شود از حرارت آتش براي خشك كردن كوله

استفاده نكنيد .

* هيچگاه كوله را روي زمين خيس قرار ندهيد .

* مواد سوختي را كاملا آب بندي كنيد .

* از حمل ظروف و ليوان شيشه اي خودداري كنيد .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 12:8  توسط كيوان  | 

نکات توپ کوهنوردی بصورت مختصر و مفید

گفتم خارج از اینکه بیام بگم که امروز غریب و یکه و تنها و بی کس و اینا رفتم کوه و از مسیر اوسون ایستگاه پنج توچال رو فتحیدم و خیلی خوش نگذشت و این حرفا ... بیام و یه کمی از خود ِ کوهنوردی بگم و کار فرهنگی و زیربنایی کنم!
آخه هیچی نباشه از ده دوازده سالگی داریم سوراخ سُمبه های این کوهای تهران رو سرک میکشیم و یه بارم که پامون شکسته و زخم خورده ایم و مثلا دیگه خیلی حرفه ای شدیم!

خب بریم اصل داستان
اگه از تعریفای کوهنوردی و اینکه با کوهپیمایی و شاتوت و بلال خوردن ِ توو درکه فرق داره و درعین حال خیلی ورزش کم هزینه و سالم و مفیدیه و اینا بگذریم... یادمه اولین باری که رفتم کوه با داییم بود و دفعه ی دوم با مربی کوهنوردی فداراسیون رفتیم دارآباد و درست یه ماه بعدش بود که جنگلای کوهستانی رامسر و ییلاق اونجا رو با یه اکیپ پنجاه نفره و مربیای تربیت بدنی دور زدیم
از اون به بعد هم که خوشمان آمد و لذت بردیم و خدا رو شکر با بالا و پایینش تا امروز کوهنوردی ادامه یافته
اوما
خیلی مختصر و مفید چیزایی که توو این مدت یادگرفتم و الان یادم میاد که براتون بگم ایناس:

1- پا همونجوری که قلب دوم شماست در کوهنوردی باید چشم سوم شما هم باشه ... یعنی نگاهتون همینطوری که به منظره و دار و درخت و سگ و گربه هاس جلوی پاتون هم نگاه کنین که یه وقت خدایی ناکرده یه نوک پاتون که به یه سنگ بگیره بعدش معلوم نیست چی میشه
(همین اولش که اینو بگی همه بیخیال میشن!)

2- اگر بیماری خاصی دارین (مثلا بیماری قلبی) و دکتر گفته ورزش سنگین نکنین، همون پایین دربند و درکه بشینین و چاییتونو بخورین و صفا کنین و هوس نکنین برین بالا ببینین چه خبره و حتما سعی کنین ورزش دیگه ای در حد پیاده روی سبک داشته باشین
اون بالا نه حلوایی خیر میکنن نه شام میدن ... فقط یهو هوای خوب بهتون نمیسازه و غش میکنین
یا اگر بیماری قندی دارین و انسولین مصرف میکنین، حساب اونجاش رو هم بکنین و داروهاتون رو همراه بیارین که اون بالا هلی کوپتر برای کسی خبر نمیکنن مگر اینکه مرده باشه
تازه اونم در اکثر مواقع به قاطر بسنده میکنن که از مرگ بدتره!

3- از کفش درست و حسابی استفاده کنین و با صندل و کفش پاشنه بلند و آدیداس چهارصد تومنی و دمپایی اتوفوکو بلند نشین و یا علی مدد
در کل سعی کنین ظاهرتون خنده دار نباشه!
یعنی به کوه بخوره و یه وقت با کراوات و کت شلوار پا نشین بیاین خودتونو خاک و خولی و گِل مالی کنین

- برای امر خطیر دختر بازی و پسر بازی [با عرض پوزش] پارکها هم امنیتشون بیشتره و هم دررو و راه فرارش!
پا میشین با دختر/پسر مردم میاین که یه حال و حولی بکنین ... بعد پلیس کوهستان و بر و بچه های انصار یهو از قیافه تون خوششون نمیاد و بهتون گیر میدن و بعد شاکی میشین و میگین اینهمه آدم ... چرا من؟!
یارو هم میگه بابا جون خب میرفتین توو یه کافی شاپ و هزینه ش رو میدادین و کسی هم کاریتون نداشت D:
نمیفهمن دیگه
حریم خصوصی هم که تو ایران یه چیزیه تو مایه های کشک!!
شما سعی کنین راههای دیگه ای یاد بگیرین که نه به اون بندگان خدا فشار بیاد و نه به خودتون یه فشار بدتر!

4- توی گرمای تابستون (که داره تموم میشه) حتما کلاه و عینک آفتابی ِ غیر تقلبی با UV حد اقل 400 داشته باشین و کرم ضد آفتاب هم که واجبه و یادتون باشه فقط جلبکا دنبال برنزه شدنن!
توی سرمای زمستون و برف و یخ هم خب بستگی به این داره که کجا بخواین برین

در هر حال لباس گرم و عینک آفتابی (با مشخصات فوق) برای جلوگیری از برف کوری و کرم ضد آفتاب برای برف سوزی و کرامپون (یخ شکن کف کفش!) جزء چیزای لازم و واجبه

*کرم ضد آفتاب [Sun Screen Cream] رو به پوست دست و صورت و گردن می مالن و از سوختگی های درجه ی 2 ناشی از اشعه ی مستقیم خورشید و بازتاب نور خورشید در برف و اشعه ی ماوراء بنفش [Ultraviolet] جلوگیری میکنه و برای جلوگیری از سرطان پوست خیلی چیز باحالیه!
خب پس خوردنی نیست! (:

5- اگر جعبه ی کمکهای اولیه ندارین و میخواین کوهنوردی رو به عنوان ورزش غیر تفننی انتخاب کنین حتما یدونه درست کنین!
یه قوطی بتادین و یه بسته پنبه و چند تا لول باند و دو تا گاز استریل و یه لول باند کشی و چند تا چسب زخم و پماد پروکسیکام و سالیسیلات (همینجوری) و شربت آلومینیوم ام جی (واسه شوخی!) و چند تا قرص مسکن داشته باشین

ویکس و پماد دواکبر [ " اکبر دو " هم میگن] ! (خدایی اسمش همینه) رو هم میتونین از عطاری ها ابتیاع بفرمایید و این دو در مواقع ضرب دیدگی و در رفتگی و شکستگی خوب چیزایی هستن

اما کارایی اینا رو فکر کنم دیگه همه تا حدی بدونن و فعلا آموزش کمکهای اولیه نمیدیم
اینایی که گفتم فقط برای احتیاطه وگرنه خدا نکنه کسی طوریش بشه

شما هم اگه سالی یه بار اینا به کارتون نیومد نا امید نشین و دعا نکنین کسی یه چیزیش بشه که به دردتون بخوره و بگین مصدوم آماده س و خونسردی رو حفظ میکنیم و...
هر دفعه همراه خودتون ببرین
کار یه بار صورت میگیره
به قول یارو حادثه هیچگاه خبر نمی کند!

6- سایر وسایل مثل نقشه ، چوبدستی [ موسوم به باتوم کوهنوردی] کلنگ کوهنوردی و هر نوع تکیه گاه و عصا، چراغ قوه و چراغ الکلی و سه پایه و کبریت و چاقو و نخ و سوزن و بند پوتین اضافه و چادر و زیرانداز و فلاکس چایی و قهوه جوش و ... بستگی به خودتون و سطح کارتون و مسیرتون داره و ممکنه که به دردتون بخوره یا نخوره

7- از همه مهمتر رو داشت یادم می رفت!
آب آشامیدنی و خوردنی و نوشیدنی (ترجیحا غیر الکلی) در حد نیاز و وسع!
غذای کوهنوردی هم بد نیست بدونین که نونه و خرما و کیشمیش و انجیر خشک و توت خشک و بقیه ی هر چی که یجورایی جزء خشکباره و پره از انرژی
سوسیس تخم مرغ یا خاگینه خرما هم اگر خودتون بلد باشین اون بالا روو آتیش درست کنین خیلی حال میده!
تُن ماهی هم که معمولا شب میجوشونن و فرداش به صورت سرد مصرف میشه و با اون حال و هوا هیچ خوب نیست

- اما الکل [مشروب] که معمولا به صورت یه قوطی ودکای 57 درصده!
اینو معمولا فقط خود ِ هلال احمر توی کمکهای اولیه ی کوهستانش میذاره (اصولا بقیه اگر هم بذارن برای کار دیگه اییه!) و فقط در مواردی به کار میره که مصدوم و کسی که آسیب دیده مدت زیادی رو توی برف و یخ و ترجیحا زیر بهمن گیر افتاده و تقریبا یخ زده و بهش میدن که یخش وا بره!
[سگای امدادگر کوهستان رو دیدین دیگه توو این فیلما ... بل و سباستین بود!]

خب همه ی اینا برای قبل از حرکت بود و یجورایی چیزایی که اگه باشه بهتره یا لازمه و ...
اما :

8- ما برای سلامتی ورزش میکنیم و در کنارش از برکت هاش استفاده می بریم و لذت میبریم و فکر میکنم همه برای همین ورزش کنن غیر از بعضی از بدن سازان قلمبه ی عزیز!

بنابراین توی کوهنوردی اولین نکته ی مهم آمادگی جسمانیه و بعد هم حفظ سلامتی بدن و تداوم این سلامتی و بعد لذت بردن
بالا پایین پریدن از این سنگ به اون سنگ و به قول بچه ها گوله کردن و به رخ کشیدن نفس و عجله داشتن و این حرفا یخورده بچگانه س

طبق چیزایی که بزرگان ِ این رشته گفتن سرعتِ اومدن ِ پایین باید نصف بالارفتن باشه
به عبارتی مدت زمانی که طول میکشه تا از مقصد برسید به پایین کوه باید دو برابر مدت زمانی باشه که تا مقصد بالارفتید
چون فشاری که به زانو ها و استخون بندی پا وارد میشه توی سرپایینی ها بمراتب بیشتر از سربالائیه و خدایی نکرده بعده ها دچار انواع و اقسام زانو دردها و دردای مفصلی میشید و اون موقع یادتون بیاد که من گفتما!

بعد هم اینکه اگر از نظر جسمانی احساس ضعف میکنین و بُنیه و توانایی کافی ندارین و از کوهنوردی خوشتون میاد، ورزشای سبک رو ادامه بدین و سعی کنین قدرت بدنی تون رو با همین ورزشای سبک و مداوم و تغذیه ی اساسی روبراه کنین
چون با عرض معذرت کوهنوردی به شدت با مذاق آدمای ریقو جور در نمیاد

و اگر تا حالا کوه نرفتین همون روز اول نیت نکنین قلعه حسن خان رو فتح کنین
بیر بیر و گاماس گاماس جلو برین و تدریجی کار کنین!
(ببخشید یخورده کانال محلی شد! ولی پسره که دو سری پیش کارش به قاطر کشیده بود و پس افتاده بود، بچه ی خاک پاک زنجان بود و دفعه ی اولش هم بود که میومد کوه و ما نفهمیدیم چجوری خودشو تا قهوه خونه احمد و پیچ شیرپلا کشیده بالا!)

9- قبل از رفتن به کوه ساعتتون رو تنظیم کنین که چه وقت میخواین برگردین چون حتما یادتونه که مدت زمان برگشت باید دوبرابر مدت زمان رفت باشه و توی سرازیری ها با دنده سنگین حرکت میکنیم!

10- دفعه های اول و ترجیحا همیشه! با یه بلد راه و یه پیرمردی که انگار صد ساله تو کوه و کمر داره ول میچرخه همراه بشین
خیلی ساده سلام کنین و خسته نباشید بگید و بپرسید مسیرش کجاست و میتونین تا یه جایی همراهش برین یا نه
خوشحال میشه و خیلی بهتون خوش میگذره و کلی چیز یاد میگیرین
وقتی هم که دیدین کشش ندارین و بریدین و جلوی پیرمرده کم آوردین به خودتون فشار نیارین و قبول کنین که دوره ی آماتوری کوهنوردی حداقل پنج ساله(!) و بگید که خسته شدین و بعد هم خداحافظی کنین و همون مسیر رو برگردین

11- قرار بود ده تا نکته بیشتر نشه ولی انگار نگم نمیشه!
اینا خورده نکته هاس ولی تقریبا مهمترین بخشه

- توی پایین اومدن و جایی که حالت شنی داره و ممکنه لیز بخورین کج حرکت کنین
یعنی پاهاتون رو با زاویه بذارین روو زمین ...
اینجوری \
\
البته با توجه به چرخش شونه و کمر ، یخورده زاویه ش بیشتره

- هیچ وقت نترسید چون ترس ، برادر ِمرگه
یعنی قانونه که اگه بگی میوفتم ... مطمئن باش میوفتی

- پاتون رو محکم بذارین و از محکم بودن زیرش مطمئن بشین و بعد قدم بعدی رو بردارید

- همیشه علاوه بر جلوی پا و طبیعت و غیره ... بیست تا سی متر جلو تر رو هم ببینید و مسیرتون رو تعیین کنین که مجبور نشید برگردین و از یه مسیر دیگه برید

- از بیراهه رفتن و پهلوون بازی تا ده سال اول کوهنوردی و در صورت عدم شناخت کافی ِمنطقه به شدت پرهیز کنین

- کوهستان همیشه جای سکوت و صدای پرنده ها و باد بوده و اگر آدمی هم میومده به لبش یاد خدا بوده یا آواز نی و نوای دل
خلاصه کسی عربده نمیکشیده و جیغ و داد نمیکرده!
امروز یهو از وسط درختای دره ی سولقون صدای جیغ ممتد و سوت چهل پنجاه تا دختر و پسر پیچید!
یکی هم نبود که توو جمعشون بهشون بگه خوش باشین ولی مانع خوش بودن بقیه نشین و مزاحمت ایجاد نکنین و برای عربده کشی و تخلیه ی روانی و کم کردن بار مشکلات خانوادگی اینهمه اکس پارتی هست خب!!
بیخیال

- سعی کنین نفس عمیق بکشین و بذارین مغزتون یه هوایی بخوره
هیچی نباشه نصف بیشتر پیغمبرا و پیامبرا و اولیا (از جمله خودم!) با کوه مأنوس بودن!

- از کوه درس زندگی بگیریم ... از نقطه به نقطه و سنگ به سنگش
از آبشار و جنگل و سربالایی ها و سرپایینی هاش و استقامت و غرورش که یه روزی قراره مثل پنبه متلاشی بشه و ... و ...
اینکه کوچه باغای خلوت بالاش با اینکه زرق و برق و همهمه ی قهوه خونه های پایینش رو نداره ولی صفاش به همه چی می ارزه


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 20:23  توسط كيوان  | 

arzeshe goush dadanou dare

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 11:0  توسط كيوان  |